.
 
نرگس
لینک های مفید

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman","serif";} بسم الله الرحمن الرحیم     نام تحقیق:   تهیه کننده : پریسا                       فهرست   1. مقدمه 2. روانشناسی رابطه دختر وپسر 3. ویژگیهی دوره  نوجوانی و بلوغ 4. بررسی رفتارها و علیق دانش آموزان در سن بلوغ 5. عامل اساسی فرار دختران 6. تفاوت دوستی وزندگی مشترک 7. غرب پیشرو 8. مراقبت های لازم برای دختران 9. پاسخهایی در رابطه با مراقبت های لازم برای دختران 10. نظر قائم مقام وزیر آموزش وپرورش 11. نتایج نظر سنجی مهمترین آسیب اجتماعی               مقدمه نوجوانی به عنوان دوره ای است که درآن بحران هویت تجربه می شود،عدم تعادل بین ارزیابی نوجوان ازخودوارزیابی جامعه ازوی می تواند سرآغاز این بحران باشدواین زمینه ی مناسبی است تا الگوهای فرهنگی متفاوت غربی بتواندهویت ساز نوجوان آشفته و سردرگم شود.دراین مقاله درابتدا سعی برآن است تااین الگوهاوگروه های ارایه واشاعه دهنده ی آن معرفی وسپس به آسیب شناسی گرایش برخی نوجوانان به این الگوها پرداخته شود. ما در میهن خود انواع نظر هایی را در این زمینه داریم که ما بیشتری انهارا گرد هم اورده ایم تا بتوانیم به شما مردم محترم حق انتخاب دهیم واینکه شما را بااین بحران اشنا سازیم نوچوانی بسیار پر هیجان است واگر بتوانیم با بحران های روحی واخلاقی ان به خوبی برخورد کنیم میتوانیم نوجوتنی زیبا باشگوه وسرافرازانه ای راپشت سربگذاریم و خانواده های محترم نیز نوع و طرز برخورد با نوجوان را خواهند اموخت.   روانشناسی رابطه دختر وپسر در دنیای مدرن كنونی ودر عصر ارتباطات، انكار وكنترل رابطه بین پسر و دختر امری محال و دور از واقع بینی است. چون ارتباط دختر و پسر یك نیاز عاطفی و روانی است كه برای بسیاری از جوانان عدم این ارتباط و جلوگیری شدید از آن موجب بروز مشكلات بزرگ روانی می شود وتجربه ثابت كرده كه در موضوعاتی به این شكل فشار و كنترل نتیجه معكوس عاید می كند. علاوه بر این مسائلی مثل رشد بی رویه جمعیت، زندگی ما شینی، بالا رفتن سن ازدواج ، وجود خلاء عاطفی ، مشكلات خانوادگی و عدم امكان ازدواج برای همه اقشار جامعه  به این نیاز دامن زده و انكار چنین ارتباطی را غیر ممكن ساخته است. پس بهتر است به جای فریب دادن خودمان و جامعه از راه خرد و آگاهی به این روابط جهت دهیم نه این كه تصور كنیم با كنار گذاشتن این بحث یا پیش كشیدن احكام مذهبی كه ما را از برقراری هرگونه رابطه ای منع می كند، چنین مشكلاتی بخودیخود حل خواهند شد.  البته بسیاری از جوانان  به خاطر مسائل مذهبی یا خانوادگی این نیاز را در خود سركوب می كنند كه از نظر علم روانشناسی سركوبی غریزه ها آینده نا مناسب روحی روانی را برای این افراد رقم می زند. برخی نیزدر روابط خودراه افراط  را پیش میگیرند و تبدیل به افراد غیر اخلاقی می شوند كه یك جامعه سالم سعی دارد آنها را از بدنه خود جدا سازد. و مسلم است فردی كه مطرود جامعه باشداز هیچ جنایتی فروگذاری نمی كند وبه انواع بزه كاری تن در می دهد. در جوامع مذهبی بدلیل عجین شدن فرهنگ وآداب ورسوم با مذهب، یك نوع تناقضی بین باورها و نیازها ایجاد می شود واین مسائل بصورت لاینحل باقی می ماند در حالی كه در سطح دنیا این نوع روابط جزء مسائل عادی اجتماع است و فرهنگ رابطه بین همه افراد جامعه حكمفرماست .اما در جوامعی كه این روابط منع می شود ولع وحساسیت بیشتری بین دو جنس مخالف ایجاد شده به حدی كه این نیاز سركوب شده، در سنین بالاتر آثار منفی خود را نشان می دهد. در جامعه ما بخاطرنوع اداره جامعه، بافت سنتی اجتماع ونوع فرهنگ حاكم بر جامعه جوانان ناچارند به شكل پنهانی و در خفا با هم رابطه ایجاد كنند. كه در این نوع ارتباط ،  استرس ها، سوء استفاده ها و مشكلات بزرگی بوجود می آید.اما ما به هر حال در این اجتماع زندگی می كنیم پس چاره اساسی این است كه با آموزش، فرهنگ ارتباطی خود را بالا ببریم.كه با بالارفتن فرهنگ اجتماعی همه اقشار جامعه به رابطه به عنوان یك نیاز اجتماعی نگاه میكنند و به خاطر این روابط شخصیت افراد زیر سوال نمی رود وبسیاری از مشكلات كه اكنون فرا روی روابط پنهان است حل می شود. امید اینكه با بالا رفتن فرهنگ اجتماعی هر دختر و پسر ایرانی بتواند در مورد نیازهای اساسی خود، با والدین یا با مشاوران كارآمد صحبت كند، تا پنهان كاری و مشكلات مربوط به آن از بین برود. قدم اول در ایجاد فرهنگ رابطه اجتماعی این است كه باید نگاه جامعه به زن عوض شود وبه زن به عنوان موجود درجه دوم نگاه نشود و هر حقی كه برای پسری رواست برای دختر هم روا بدانند وبسیاری قوانین زن ستیز كه حقوق زنان را محدود میكند كنار گذاشته شود.در كشوری كه مردان آن بر این تصورند كه زن موجود درجه دوم است، می توانی مدتی او را اسباب دست خود كنی ، احساسات و غرایز خود را با وجود اوفروكش سازی ،و به هنگام ازدواج به دختری بیندیشی كه هرگز تاكنون با غیر همجنس خود صحبت نكرده است.چگونه دختر یا خانواده او با اطمینان خاطر به یك رابطه درست و منطقی بیندیشند كه عواقب یك شكست روحی را در پی نداشته باشد؟شكستی كه سایه آن گاه یك عمر بر سر دختر و خانواده او سنگینی می كند. زنان بر اساس فیزیولوژی مغز و خصوصیات روانشناسی خود وقتی به یك ارتباط می اندیشند جنبه های احساسی وعاطفی آن را مد نظر قرار می دهند، در حالی كه مردان هم بر اساس ساختار مغز و سیستم بدن خود، بیشتر غرایز و لذ ت های جنسی در دستور كار ضمیر ناخودگاه آنها گنجانده می شود.زنان دوست دارند با این ارتباط زندگی آینده و تداوم عشق و احساسات خود را رقم بزنند اما دستور كارذكر شده در بدن مرد،تجربه كردن را در دستور كار او قرار می دهد.البته مردان هم می توانند با كمك گرفتن از خرد بیداربه عواطف و احساسات زن بها دهند و او را فدای غریزه خود نكنند، اما مشكل اینجاست كه در چنین سنی قدرت غریزه بالاتر از قدرت خرد است، و تنها زمانی خرد می تواند به غریزه جهت دهد كه فرهنگ خانوادگی و اجتماعی ضمیر ناخودگاه فرد را، آماده پذیرش حقایق موجود نموده باشند.وارزش وجود زن به عنوان یك انسان كه بعد عاطفی و احساسی او بالاتر از غریزه ای مانند غریزه جنسی اومی باشد را به او فهمانده باشند، نه تصورات اكنون كه مرد همچون حیوان درنده تنها به فكر ارضای غریزی خود است،وبه زن تنها بعنوان شكار می نگرد و برای توجیه خود می گوید:اگر دختر خوبی بود راضی به هیچگونه رابطه ای با جنس مخالف خود نمی شد! قدم بعدی آگاهی واطلاعات عمده ای است كه باید در اختیار همگان قرار داده شود تا هم پسران و هم دختران  به نگاه یك انسان در هم بنگرند و ارزشهای انسانی را هر گز فدای خواسته های خود نكنند. وبدانند هر انسانی دارای حریم و حرمتی است كه شكستن این حریم و حرمت مانند قتل آن انسان است.و همچنان كه نیروی غریزی یك مرد را به سوی ارتباط با جنس مخالف می كشد نیروی احساسات و عواطف یك زن هم، او را برای یافتن تكیه گاهی به سوی بر قراری رابطه سوق می دهد. موضوع دیگرگسترش مراكز مشاوره و حس اعتماد بخشی به جوانان برای مراجعه به این مراكز است.چون بسیاری از افراد نمی توانند در مورد مسائل خود با والدین خویش صحبت كنندپس باید حس اعتماد به جوانان داده شود تا به كارشناسان با تجربه این مراكز اعتماد كنند. متاسفانه بسیاری از جوانان تصور میكنیم كه با چند كلمه صحبت كردن با طرف مقابل وبرقراری یك عشق مجازی اجازه دارند تا مسئله ازدواج را مطرح كنند.درحالی كه این پنداری غلط است چرا كه هم این طرح این موضوع وسیله اغفال شده وهم اینكه شناخت در مورد ازدواج دارای ابعاد وسیعی است كه باید همه آن ابعاد مورد برسی و تایید قرار بگیرد تا زندگی موفقی را بسازد.پس فرقی نمی كند ما از اینترنت یا از راههای دیگر با كسی آشنا شویم.بلكه مهم این است كه اصول كلیدی زندگی موفق را در نظر بگیریم و برای تشكیل زندگی به عشق های آتشین بسنده نكنیم.مسئله بعدی اینكه نباید تصور كنیم كه همه رابطه ها منجر به ازدواج می شود. یا همه رابطه ها بخاطر ازدواج است. اصولادر روابطی هم كه برای تشكیل زندگی مشترك پایه گذاری می شود، گاه موانع بزرگی بوجود می آید كه رسیدن شخص را به فرد مورد علاقه اش غیر ممكن میكند پس لازم است كه شخص در روابط خود با دیگران مانند یك فرد سرمایه دار همه سرمایه خود را به چوب حراج نزند ودر ثانی خود راآن چنان وابسته به این رابطه نكند كه در پس از هم پاشیدگی رابطه، شكست روحی بزرگی بر او تحمیل شود.برای كسانی كه صرف ازدواج در رابطه برای آنها مطرح است نباید رابطه خود را با كامروایی كامل از همدیگر بنا گذارند.چرا كه نهایت هر عشق وكمال هر رابطه ای به كامروایی است و اگر افراد قبل از ازدواج اقدام به كامروایی كنند، مهم ترین هدف در زندگی كه برداشتن موانع برای با هم بودن و لذت بردن است به مسئله كاملا عادی مبدل می شود. و قدم های عاشق را در رسیدن به معشوق سست و شكننده می كند. در جامعه بسته كنونی و با وجود انواع مختلف مشكلات اجتماعی افراد زیادی هستند در صدند كه از راه دوستی پوششی بر مشكلات جنسی خویش بگذارند.به این مناسبت این افراد با شخصی طرح دوستی ریخته و چون ناچارند این فرد را رام خواسته های خود كنند به او پیشنهاد ازدواج می دهند.اما با گذشت زمان همه چیز را انكار می كنند.غافل از اینكه فرد مقابل ناچار است تجربه یك شكست بزرگ را در زندگی تحمل كند. و متاسفانه در جامعه ما این موضوع باب شده و اینجاست كه كلمه ارتباط را در اذهان عمومی زشت و منفور می كند. وزشت تر اینكه فرد به دوستی خود متعهد نباشد و همزمان چند فرد دیگر را هم اغفال نماید.در پس چنین مشكلاتی است كه خطر وجود جامعه بسته و ارتباط پنهانی مشخص می شود، كه درمان آن آگاهی فردی و ایجاد فرهنگ ارتباط درست است تا هر كس در این روابط به هدف خویش برسد و كسی فدای خواسته دیگری نشود.     ویژگیهی نوجوانی به عنوان یك واقعیت ، دوره نوجوانی را باید یك مرحله بسیار مهم از زندگی تلقی كرد. دوره ی كه باویژگیهیش از سیر دوران زندگی متمیز می شود. این خصوصیات عبارتند از:   1-نوجوانی ،یك دوره مهم به شمار می رود. گر چه همه دوران عمر مهم است ولی برخی از آنها مهمتر از سایرین می باشد. زیرا ین دوره دارای تأثیرات ناگهانی بر رفتار و دیدگاه فرد می باشد. با در نظر گرفتن این كه سیر دوره های زندگی به دلیل تأثیرات دراز مدت آن پرمعنی و قابل توجه هستند،لیكن دوره نوجوانی یكی از دوره هایی است كه از هر دو جنبه تأثیرات ناگهانی و دراز مدت برخوردار و قابل توجه است.برخی از ادوار زندگی به دلیل تأثیرات فیزیكی و بدنی باا همیت و برخی دیگر از لحاظ تأثیرات روانی  قابل اعتنا هستند،لیكن نو جوانی از هر دو جهت مهم می باشد. در بحث و بررسی تأثیرات بدنی نوجوانی ‍«تانر»گفته است: بری اكثریت اشخاص جوان سالهی 12تا16پرحادثه ترین سالهای زندگی آنها می باشد،تا آنجا كه رشد و تحول آنها با نگرانی آمیخته است. مسلماً در طول زندگی جنینی و اولین یا دومین سال پس از تولد، رشد باز هم سریعتر واقع می شود و یك محیط همحسی(سمپاتیك)جدی تر به وجود می اید.اما نوجوان خودش جذاب و دلربا نیست یا آن گونه نیست كه بیننده ی را كه شاهد تحولات و یا عدم تحولات نوجوان می باشد، متوحش كند. توأم بودن این تحولات فیزیكی مهم و سریع بخصوص در طول اولین مرحله نو جوانی با تحولات پر شتاب ذهنی از خصیص ین دوره می باشد. ین تحولات نیاز به ساز گاری روانی را افزیش می دهدو بری یجاد دیدگاهها ،ارزشها و علیق نوین ،ضروری به نظر می رسد. 2-نوجوانی،یك دوره انتقال (برزخی)است. انتقال به معنی یك وقفه یا تغییر از آنچه كه قبلاً انجام شده نمی باشد،بلكه بیشتر عبور از مرحله ی از رشد به مرحله دیگر می باشد. ین به آن معنا است كه آنچه قبلاً واقع شده ،نشانه خود را روی آنچه كه در زمان حال و ینده اتفاق می افتد،باقی می گذارد.كودكان در زمانی كه از خردسالی به بزرگسالی می رسند، بید جنبه هی كودكانه را كنار بگذارندو آنها بیدهمچنین الگو هی جدید رفتاری و نگرشی رابیامورندتا جانشین آن چیز ها یی شود كه ترك كرده اند . به هر حال ین مهم است كه ترك كنیم آنچه قبلاً واقع شده است،نشانه هی خود را باقی گذاشته است وبر الگوهی نوینی از رفتارها و نگرشهی فرد اثر می گذارد.همچنانكه «استریس»شرح داده است: ساختمانهی بدنی نوجوان ،پیه هیی در كودكی دارد و بسیاری از خصوصیاتی كه معمولاً به عنوان معرف ظهور نوجوانی در نظر گرفته می شدند،قبلاً در طول اواخر كودكی حضور داشته اند.تغییرات بدنی كه در سالهی اولیه نوجوانی اتفاق می افتد ،بر رفتار موزون شخص اثر می گذارد و به ارزیابی مجدد ارزشها و سازگاری اجتماعی آنها منتهی می شود. در طی هر مرحله انتقالی ، وضع وجیگاه فرد مبهم است و نوعی گم گشتگی در باره نقشهیی وجود داردكه فرد انتظار دارد آنها را یفا كند. نوجوان در ین زمان نه كودك و نه بزرگسال است؛اگر نوجوانان مانند كودكان رفتار كنند ،به آنها گفته می شود كه به مانند سن خودشان عمل كنند.اگر آنها سعی كنند نظیر بزرگسالان عمل كنند، اغلب متهم می شوند كه بری شلوار هی كوتاه خود، خیلی بزرگ شده اندو بری ین تلاشی كه انجام می دهند تا مثل بزرگتر ها عمل كنند،مورد سرزنش واقع میشوند. از طرف دیگر ،آزمودن شیوه هی مختلف زندگی به آنها یاد می دهدتا آنها تصمیم بگیرند كه چه الگوهی رفتاری ،ارزشی و نگرشی بهتر می توانند نیازهی آنان را تأمین نمیند. 3-نوجوانی ،یك دوره تغییر است. میزان تغییر در نگرشها و رفتار در طی دوره نوجوانی با میزان تغییر در وضعیت بدنی برابر است.درطی سالهی اولیه نوجوانی ،زمانی كه تغییرات بدنی با سرعت انجام می شود، تغییرات در نگرشها و رفتار همچنین با شتاب به وجود می ید.همچنان كه تغییرات بدنی آرام به پیش می رود ، به همان نسبت نگرشها و رفتار نیز تغییر می یابند. تقریباً پنج نوع تغییرات ملازم و عمومی وجود دارد كه در طی دوره نوجوانی واقع می شود: نخست آنكه ،حیات عاطفی(انفعالی)توسعه می یابد،شدت آن به سرعت و میزان تغییرات بدنی وروانی بستگی داردكه در ین زمان واقع می گردد.زیرا ین تغییرات،معمولاً در اویل نوجوانی سریعتراتفاق می افتد. توسعه حیات عاطفی معمولاص در آغاز نو جوانی بیشتر از انتهی نوجوانی مطرح می شود. دوم ینكه ،سرعت تغییراتی كه با رشد جنسی همراه است،نوجوانان را ازخودشان و از استعدادها وعلیقشان نا مطمئن می سازد.آنها قویاً احساس بی ثباتی می كنند، احساسی كه اغلب با تعابیر مبهمی كه آنها از سوی معلمان و والدین دریافت می كنند،تشدید می شود. جنبه سوم،تغییراتی است كه در بدن ،علیق و نقشهیی كه در گروههی اجتماعی از آنان انتظار می رود یفا نمیند،به وجود می ید و مسیل جدیدی را می آفریند. بری نوجوانان كم سن وسال، ین تغییرات بسیار زیاد است و كمتر از آنجه كه قبلاً تصور می كردند قابل حل به نظر می رسد.قبل از ینكه آنها مسیلشان را حل كرده و به رضیت برسند،با خودشان و مسیلشان درگیر خواهند بود. چهارم ،همچنانكه الگو هی علیق و رفتار تغییر می یابد،ارزشها نیز متغییر خواهند بود.آنچه كه در زمان كودكی بریشان مهم بود،اكنون كه در آستانه بزرگسالی قرار دارند ،كمتر اهمیت پیدا می كند؛به عنوان مثال ،بری بیشترین نوجوانان ،مسئله دوستانی كه از همسالان همتیپ و جذاب باشند،مهمتر از تعداد زیادی دوست می باشد كه سنخیت روحی با او نداشته باشند ،آنها اكنون به مسئله كیفیت ،بیشتر از كمیت،اهمیت می دهند. پنجم ینكه ،بیشرین نوجوانان در مورد تغییرات،حالتی دمدمی دارند.زمانی كه آنها درخواست و تقاضی اسقلال دارند،اغلب از مسئولیتهیی كه همراه با استقلال و ارزیابی توانیی آنهاست هراس دارند. 4- نوجوانی یك سن مسئله آفرین است. گر چه هر سنی مسیل خاص خودش را دارد،با ین حال ،مسیل نوجوانان اغلب بری پسران و دختران به گونه ی است كه آنها به سختی از عهده حلشان بر می یند.دو دلیل بری ین مسئله وجود دارد : اول ینكه ،در سرتاسر دوره كودكی ،به مسیل آنها بالاخره توسط والدین و معلمان حل می شود،در حالی كه بسیاری از نوجوانان به دلیل بی تجربگی ،به تنهیی از عهده حل مسیلشان بر نمی یند. دوم ینكه نوجوانان دوست دارند احساس كنند كه افرادی مستقل و آزاد هستند.آنها درخواست ارائه راهی را دارند كه خودشان بتواننداز عهده حل مسیل بریندو كوششهیی را كه از جانب والدین و معلمان بری كمك به آنها ارائه می شود ،نمی پذیرند. به دلیل ناتوانی نوجوانان در غلبه بر مسیلشان به تنهیی ، به همان اندازه كه آنها اعتقاد دارند از توانیی برخوردارند،بسیاری از آنها حل مسیل و مشكلات را مافوق انتظارات خود می یابند. همچنانكه «آنا فروید»شرح داده است: بسیاری از شكستهیی كه اغلب با نتیج غم انگیزی در ین رابطه همراه است،آنچنانكه تصور می شود به دلیل بی استعدادی فرد نیست.بلكه صرفاً مبتنی بر ین حقیقت است كه ین گونه درخواستهیی كه از او در لحظه هیی از زندگی اش وجود دارد ،انرژیهی اورا به كار می گیرد؛انرژیهیی كه در تلاش بری حل اكثر مسائلی كه به وجود می یند،كافی به نظر نمی رسد. 5- نوجوانی،زمان جستجوی هویت است. در سراسر سن گروه گریی اواخر كودكی ،انطباق با معیارهی گروه به مراتب بسیار مهمتر از فردگریی است. همچنانكه قبلاً اشاره شد ،كودكان ارشد در لباس،گفتار ورفتار علاقه مندند كه تقریباً ودر حد امكان شبیه افراد گروه باشند.هر گونه انحراف از معیار گروه به تهدید علیه تعلق به گروه شباهت دارد .در سالهی اولیه نوجوانی ،تطابق با گروه هنوز بری دختران و پسران حائز اهمیت است.به تدریج آنهادر صدد جستجوی هویت برمی یندو تمیل چندانی به ینكه شبیه همسالان خود در گروه باشند ،ندارند. به هر حال موقعیت مبهم نوجوان در فرهنگ امروز ما یك مسئله غامض را به وجود می آورد وموجب می شود كه در ین زمینه بیشترین همكاری را با نوجوان داشته باشیم.مسئله«بحران  هویت» با مشكل «هویت خود »همچنانكه «اریكسون» شرح داده است بدین قرار می باشد: هویتی را كه نوجوان درصدد است كه تا به طور روشن با آن مواجه شود ین است كه «اوكیست»؟ نقشی راكه بید در جامعه یفا نمید ،چیست؟یا او یك كودك است یا بزرگسال ؟یا او توانیی آن را دارد كه روزی به عنوان یك همسر یا پدر باشد ؟یا او علیرغم نژاد ،مذهب یا زمینه هی ملی كه او را از نظر مردم كم ارزش جلوه می دهد ،احساس اعتماد به نفس داد؟ « اریكسون »در سطور بعدی  توضیح می دهدكه جستجوی هویت بر رفتارهی نوجوان اثر می گذارد: در جستجوی آنها بری احساس جدیدی كه از استمرار و یكنواختی دارند، نوجوانان بید مبارزه ی را از نو آغاز كنند .اگر چه آنهاناچار باشند كه كارهیی را تصنعی انجام دهند و در نظر مردم افرادی خوش نیت تلقی شوند و نقش حریف را در مبارزه اجرا كنندو آنها به هر حال آماده هستند تا آرمانها و معبودهی ثابت را به مانند نگاهبان هویت نهیی بری خود بنا كنند .اكنون یكپارچگی شكل می گیردودر هیأتی از هویت خود كه بیشتر از شخصیت سازی دوران كودكی است ،تجلی می یابد. یكی از راههیی كه نوجوانان تلاش می كنند تا خود را به مانندافراد بزرگسال نشان دهند ین است كهاز موقعیتهی نمادین (سمبلیك)نظیر ماشینها ،لباسها و سیر وضعیتهی قابل مشاهده بهره گیرند . آنها امیدوارند در ین راه افرادی قابل توجه و جذاب به نظر برسند . اهمیت موقعیتهی نمادین در نوجوانی ،در مباحث بعدی توضیح داده خواهد شد . 6- نوجوانی یك سن هراس می باشد همچنانكه« ماژریس» اشاره نموده است بسیاری از عقید عمومی درباره نوجوانان ،به طور مدلل به شرح وضعیت آنها و ارزیابیهیی در ین زمینه پرداخته است و متأسفانه تعدادی از آنها ،حاوی نظری منفی نسبت به نوجوانان می باشد . پذیرش قالبهی فرهنگی در مورد «تین یجرها »(13تا19 ساله ها )(افرادی نامرتب و غیر قابل اعتماد كه داری استعداد تخریب ،ویرانگری و رفتار ضد اجتماعی هستند.)بسیاری از بزرگسالانی را كه بید را هنمیی و حمیت از نوجوانان را عهده دار شوند به ین مرحله هدیت كرده است كه از چنین مسئولیتی در قبال نوجوانان بهراسند و در نگرشهی خود نسبت به آنان و تدابیری كه در رابطه با رفتار نوجوانان بید اتخاذ شود ،احساس همدلی نداشته باشند. كلیشه های عمومی همچنین بر تصوری كه نوجوانان از خود و نگرشهیشان دارند تأثیر می گذارد. همچنانكه «آنتونی » در گفتگوهی خود از قالبهی فرهنگی نوجوانان شرح داده است : قالبهی فرهنگی بید همچنین به عنوان ینه ی كه عكس العمل هی مناسب اجتماع را در خود منعكس و به معرض نمیش نوجوان می گذارد ،عمل نمید . چنین تصویری كه به عنوان نوجوان ارائه می شود ،به تدریج اورا به عنوان فردی قابل اعتماد در نظر می آورد وبر طبق آن رفتار خویش را شكل می دهد . پذیرش ین كلیشه ها (قالبها )توسط نوجوانان و اعتقاد به ینكه بزرگسالان ،نگرش حقیرانه ی نسبت به آنها دارند ،انتقال آنان را به مرحله بزرگسالی دشوار می سازد . چنین امری در نوجوانان ،به حساسیت زیادی نسبت به والدین آنها منجر می شود و مانعی بین آنها و والدینشان یجاد میكندواز برگشتن نوجوانان به سوی آنها بری كمك خواستن در حل مسیلشان جلوگیری می كند. 7-نوجوانی، مرحله آرمان گریی است. نوجوانان تمیل دارند كه به زندگی از وری عینك سیه وروشن نگاه كنند.آنها به خود و سیرین آن چنان می نگرند كه دوست دارند بهتر از آنچه كه هستند خود را باور كنند.ین مطلب به ویژه در مورد آرزوهی نو جوانان صادق است . ین آرزوهی غیر واقعی نه فقط درباره خودشان بلكه،همچنین بری وابستگان و دوستان آنها نیز وجود دارد. ین آرزوها در اویل نوجوانی با توسعه عواطف همراه هستند. بیشتر حالات غیرواقعی آنان شامل رنجش زیاد،آزار و ناكامی است و نوجوانان زمانی كه احساس كنند دیگران آنها را دست كم بگیرند و یا به اهدافشان دست نمی یابند ،ین حالات را از خودشان نشان می دهند. با توسعه تجارب اجتماعی و شخصی وبا افزیش قدزت تفكر عقلانی ،نوجوانان رشدیافته تر،به خود، خانواده ،دوستان و زندگی به طور كلی واقع بینانه تر می نگرند.درنتیجه آنها كمتر از ناامیدی و توهم نامعقول رنج می برند و نسبت به سالهلیی كه جوانتر بودند واقع گراتر می باشند.ین یكی از موقعیت هیی است آنهارا در شادیهی بیشتری كه خاص نوجوانان رشد یافته تراست ،مشاركت می دهد. همچنان كه دوره نوجوانی ادامه می یابد ،دختران و پسران به طور یكسان از آرمان گریی متأثر می شوند. آرمان گریی كه از زندگی سبكبار ،بی خیال و مجرد ناشی می شود. نوجوانان به تدریج خودرا از آرمان گریی رها نموده و به موقعیت بزرگسالان نیل می شوند . احساس ینكه دوره نوجوانی از دوره بزرگسالی و مسیل مربوط به آن از قبیل نیازمندیها و مسئولیتهیش ،شادتر و بانشاط تراست ،  تمیلی رابه وجود می آوردكه نوجوانی را به یك دوره فریبنده ،شاد و سبكبار مبدل نمید. 8- نوجوانی ،آستانه بزرگسالی است. همچنان كه نوجوانان به بلوغ قانونی می رسند ،آنها نگران كنار گذاشتن كلیشه هی تین یجرها(13تا19 ساله ها )بوده و می خواهند ین  باور را پیدا كنند كه نزدیك بزرگسالان هستند،مثل آنها لباس می پوشند و مانند آنهاعمل می كنند ولی با ین حال تصور می كنند كه ینها كافی نیست . بنابرین ،آنها روی رفتارهیشان متمركز می شوند تا بتوانند با بزرگسالان معاشرت نمیند . نوجوانان معتقدند كه ین رفتارها تصویری دلخواه از آنان را به وجود می آورد.   بررسی رفتارها و علیق دانش آموزان در سن بلوغ   دراین تحقیق بعد از مطالعه اكتشافی ،پرسشنامه محقق ساخته 20سئوالی بسته تهیه و در گروه سنی 14-15سال نوجوانان پسر مدرسه نمونه به روش تصادفی ساده توزیع شد است . در بخش مقدمه مطالبی با استفاده از منابع معتبر در رابطه با علیق نوجوانان طرح شده و بری استخراج نتیجاز نمودارها و جداول مختلف استفاده شده است .برخی نتیج تحقیق عبارتند از: 1-  78 درصد پاسخ دهندگان به میزان زیاد و خیلی زیاد خود را داری تخیلات دور از واقعیت معرفی كرده اند. 2-  92درصد دانش آموزان خود را در حد زیادی علاقمند به ورزش می دانندو 94درصد علاقمند به تفریح و مسافرت. 3-  در مورد توانیی مقابله با مشكلات و شكست پاسخ چنین بوده است،64درصد به مقدار كم و متوسط،36درصد به میزان زیاد وخیلی زیاد. 4-  68درصدپاسخ دهندگان تأثیر جامعه بر رفتار خود را به میزان زیاد و خیلی زیادمی دانند. 5-  78درصد افراد خود را تاحد زیادی آماده قبول مسئولیت و انتخاب شغل می دانند. 6-  ازنظر 96درصد پاسخ دهندگان معاشرت با دوستان ناباب به میزان زیادی بر علیقو رفتار آنان تأثیر منفی خواهد گذاشت. 7-  58درصددانش آموزان به میزان زیادی راهنمییهی والدین و اولیاءمدرسه می پذیرند،40 درصد گزینه متوسط ،2درصد گزینه كم را انتخاب كرده اند. عامل اساسی فرار دختران مدیر کل امور بانوان و خانواده وزارت کشور گفت: نبود سامانه قوی در بنیان خانواده ها، عدم نظارت بر فرزندان و نبود علاقه عاطفی دلایل اصلی فرار دختران از خانه هایشان است. به گزارش خبرنگار مهر، فرشته ساسانی شامگاه چهارشنبه در حاشیه همایش سراسری مدیران کل اجتماعی و بانوان وزارت کشور در جمع خبرنگاران گفت: در صورت فراهم شدن نیازهای عاطفی فرزندان در خانواده ها شاهد ضجه های دردناک و فرار دختران نخواهیم بود.     تفاوت دوستی وزندگی مشترک   بسیاری از جوانان تصور می كنند:كه زندگی مشترك وشرایط به وجود آمده در زمان ازدواج مانند شرایطی است كه در زمان دوستی یا نامزدی بین دو طرف حاكم بوده است.و مقایسه بین این دو شرایط  برای تعدادی از زوج ها باعث شده تا بدبینی خاصی نسبت به زندگی مشترك داشته باشند.در حالی كه دنیای دوستی و نامزدی دنیای بسیار متقاوتی از زندگی مشترك می باشد.دنیای دوستی دنیای رویاها و ایده آل هاست در حالی كه زندگی مشترك دنیایی كاملا حقیقی و ملموس است .دنیایی كه در آن خوبی ها و بدی ها در كنار یكدیگر است و تنها می توان با تلاش و كوشش و صبوری دنیای ایده آلی ساخت.دنیای دوستی سراسر شیرینی ، امید و شرایط مطلوب است.اینجا مرد مورد علاقه ات كاملا در اختیار توست .برای با تو بودن به اندازه كافی فرصت دارد تنها به تو می اندیشد و به همه خواسته هایت تن در می دهد.زن مورد علاقه ات به همان گونه است كه تو می خواهی ، تنها به فكر توست و برای رضایت و خوشنودیت تلاش می كند. در زمان دوستی از گذشته خود به راحتی صحبت می كردی ، از همه خواسته هایت بی پرده سخن به میان می آوردی و احساس می كردی كه گذشته و حالت از خودت می باشد.وآزاد هستی تا در انتخاب خود تجدید نظر كنی.همه چیز را عاشقانه می نگریستی و از كمی ها و كاستی ها به راحتی می گذشتی چون باور داشتی كه باید این زندگی رویایی را شیرین نگاه داشت و برای شیرین بودن آن باید از عیب ها گذشت. اما همین كه وارد زندگی مشترك می شوی شرایط كاملا تغییر می كند.اینجا دیگر صحبت از تحمل كردن است. اینجا صحبت از یك عمر زندگی است. اینجا خوبی و بدی، شیرینی و تلخی و زشتی ها و قشنگی ها در كنار همدیگر است.در دنیای دوستی محبوب تو خود را به شكلی ایده ال به تو ارائه می كرد اما در زندگی مشترك تو باید از او یاری ایده آل بسازی. دنیای دوستی دنیای نیاز های عاطفی، و نیازهای غریضی است.در این دنیا برای رسیدن به خواسته هایت باید محبوب و مطلوب دوستدار خود باشی.اینجا رفع نیاز هایت در ردیف اول اولویت های زندگیت می باشد بنا براین خود را برای برآورده شدن نیاز های عاطفی یا دیگر نیاز های غریضی خود آماده می كنی.اما در زندگی مشترك با برآورده شدن این نیازها، مسائل دیگری در اولویت زندگی قرار می گیرند.ومردان براساس ساختار مغزی ونوع وظیفه ای كه در طول تاریخ آفرینش بر عهده آنها گذاشته شده كار و موفقیت های اجتماعی خود را در راس همه امور قرار می دهند.اما زنان ایده آل ترین شرایط زندگی برای آنها زمانی بود كه مرد مورد علاقه شان تنها به آنها فكر می كرد و هیچ چیز جز زن محبوب شان در اولویت كار آنان نبود.اما با ادامه زندگی و هویدا شدن نیاز های اساسی دیگر مرد، زنان از رابطه معشوقانه خود سر خورده شده و تصور می كنند كه: محبت و عشق مرد مورد علاقه آنها كم رنگ شده است.بنا براین نسبت به همه روابط مشترك حساس شده كه این حساسیت تصور سلطه طلبی و زیاده خواهی زنان را در افكار مردان پرورش می دهد.و این مسئله خود باعث می شود تا در برابر نیاز عاطفی و احساسی زنان واكنش های منفی از خود بروز دهند.اینجا یك رابطه ساده وعاطفی تبدیل به رابطه ای پیچیده و پر از شك و ظن می شود.كه حل آنها تنها به دست روانكاوان متبحر انجام می پذیرد. بزرگترین اشتباه زنان در این مرحله از زندگی این است كه به حساسیت های خود دامن بزنند.یا بین خود و محبوبشان فاصله ایجاد كنند.  یا تصور كنند كه اگر با مردی دیگر ازدواج می كردند عشق آنها همیشه پر رنگ و ثابت بود.در حالی كه همه مردان برای آشنا شدن به روحیات زنان و تطبیق دادن روحیات خود با زنان مورد علاقه شان نیاز به كسب مهارت عشق ورزی دارند كه این وظیفه اصلی هر زنی است كه مرد مورد علاقه خود را درمهارت بیان احساسات درونی و عشق ورزی متبحر كند.او باید خود را به مرد مورد علاقه خود نزدیك تر كرده و به او بفهمانند كه من یك زنم .من كانون عشق و عاطفه هستم .من دوست دارم وقتی با من زیر یك سقف هستی دنیای مردانه خود را فراموش كنی و چون من تو هم به یك كانون عشق و محبت تبدیل شوی. همچون زمانی كه آرزوی با هم بودن را در سر می پروراندیم.محبت تو برای من تنها زمانی كه نیاز جنسی داری برایم كافی نیست بلكه من باید دائم و پیوسته از تو انرژی محبت و عشق بگیرم تا بتوانم شاداب و با طراوت زندگی كنم. زنان تصور نكنند كه تنها با بیان یك بار این جملات و ظیفه آموزش مرد مورد علاقه خود را به پایان رسانده اند .بلكه این كار نیاز به پشتكار و به كار گرفتن فنون و جذابیت های زنانه است.چون مردان وظیفه مهارت عشق ورزی و بیان احساسات خود را فراموش می كنند چون این وظیفه اصلی آنها نیست و نیمكره مغز آنان كه وظایف غیر احساسی و عاطفی را به عهده دارد بزرگتر از نیمكره مغزی است كه وظیفه عاطفی و احساسی را به عهده دارد.در ضمن مردان موجودات تنوع طلبی هستند كه اگر آنان را رها كنید زنی دیگر را همچون شما اسیر نیازهای عاطفی و جنسی خود می كنند. در دنیای دوستی همه روابط عاشقانه و بی عیب و ایراد است اما در زندگی مشترك این عشق ها كم رنگ شده و عیب ها خود را نمایان می سازند.در این نوع زندگی باید از خرد و اندیشه كمك گرفت و به خود و محبوبمان بفهمانیم كه هر انسانی دارای معایب و محاسنی است.و پیدا كردن فردی كه فقط خوبی در او باشد محال است همانطور كه خودم یا شما دارای نقاط ضعف و عیب هایی هستیم.   غرب پیشرو   ریشه ی بسیاری ازعقایدونظریات جوانان وهم چنین جنبه های گوناگونی مظاهررفتارسیاسی وغیرسیاسی آن ها رامی توان دراواخرقرن هجدهم و نوزدهم درغرب اروپا یافت؛ پیشرفت سریع تکنولوژی وگسترش نظام سرمایه داری موجب دگرگونی تدریجی روابط اجتماعی شدواثرات اجتماعی و فرهنگی آن قبل ازهرچیزگریبانگیر نسل جوان شد.   آلمان آغاز ناسازگاری نوجوانان کشورآلمان نخستین مملکتی بودکه ناآرامی وناسازگاری نوجوانان رابه طورفراگیرتجربه نمود،درواقع گروه «جوانان نواشر» (Neve Shar Group) راکه درسال 1819 درآلمان ظاهرشد، می توان به عنوان پیش قراول به اصطلاح «هیپی» (Hippies) دراروپای امروزتلقی کرد.براساس اطلاعات موجودازلحاظ پوشش ظاهری به سبک بسیاری از جوانان امروزاروپا وآمریکا، موی سرخودرا چون درویشان بلندمی کردندو به جای کفش، صندل به پانموده اززیورآلات برای آرایش خوداستفاده کرده، نسبت به بهداشت ونظافت بی توجه بوده وبه طور کلی از تمدن شهری ابراز نفرت داشتند. از لحاظ نوع تفکر و رفتار به فلسفه هندو تمایل داشتند و از روابط آزاددرمسایل جنسی جانب داری می نمودند، درگردهمایی های خودمیان افرادگل پخش می کردندوبه خواندن آوازورقص دسته جمعی می پرداختند، البته این گونه رفتارها و تظاهرات ناسازگار تنهامنحصربه جوانان آلمانی نمی شدوچنین ناسازگاری هایی به تدریج به سایرنقاط اروپا به ویژه ایتالیا هم نفوذ کرد.   ایتالیا درایتالیاگروهی ازجوانان به نام«آینده نگران» جنبشی راآغاز کردندکه به تدریج به سایر نقاط آن کشورگسترده شد،اعضای این گروه باخواندن سرودها واشعاردرمعابرعمومی و گذرگاه ها و اجرای نمایش های خیابانی و تشکیل نمایشگاه های نقاشی مدرن که برای عامه نامفهوم بود، سعی در جلب توجه عابرین می کردند و مدعی بودند که تنها جوانان بایددرتصمیمگیری های سیاسی شرکت نمایند وازمشارکت افرادی که سن آن ها از سی سال تجاوز مینماید در مسایل سیاسی، ناخرسند بوده و به آن اعتراض می کردند زیرا معتقد بودند که آینده از آن جوانان است و آن ها هستند که باید آینده ی خود را شکل دهند. انگلستان گاهلرها این گروه در اروپا از سال 1960 به بعد شکل گرفتند، این جوانان با خشم و عصیان نسبت به هنجارهای جامعه ی انگلیس قدعلم کردندوطرز پوشش و آرایش ویژه ای را پیش گرفتند. به دلیل این که موهای سر خود را بلند کرده، مانند زن ها در صورتشان دست می بردند و با لباس هایی با رنگ بسیار شاد و تند و زننده در محیط جامعه ظاهر می شدند از سوی مردم به رد اصول مردانگی متهم شدند. اوج عصیان آن ها را شاید بتوان به این واقعه دانست که جمعی 200 نفره از گاهلرهای افراطی به غاری پناه برده، زندگی مشترکی را با هم آغاز کردند. گروه«تدیبوی»(TedBoys)جمعی از جوانان بودند که در محله ی «چلسای» لندن گرد آمده و روزگار را به رقص و پایکوبی می گذراندند، این افراد نیز صورتشان را غیرمعمولی آرایش کرده و پوشش غیرعادی بر تن داشتند به تقلید از وایکینگ ها یا رومیان باستان قسمتی از بدن خود را توسط پوست یا پارچه ای پوشانده و تقریبا نیمه عریان بودند.   آمریکا در اواسط دهه ی چهل عده ای سوداگران مبتکر در شهر نیویورک، روی نوجوانان 13 تا 19 سال برنامه ریزی و مطالعه ی دقیق نموده و در سال 1945 اصطلاح نوجوانان یا Teenage از طرف محافل اقتصادی نیویورک مطرح و به سرعت از طریق رسانه های همگانی در سراسر آمریکا واژه ی روز شد. برنامه ریزی تا آن جا ادامه یافت که برای نفوذ در بین آنان «سینمای هالیوود» نیز وارد میدان شده و تا آن جا که می تواند به ساختن فیلم های خاص برای این قشر از جامعه پرداخته و در تغذیه ی فکری آنان و همین طور الگو دادن در پوشش ظاهری و رفتار آنان تلاش می کند، از جمله «مارلون براندو» در نقش جوانی مغرور با ژاکت چرمی مشکی و شلوار لوله تفنگی، هفت تیر به کمر بسته در فیلم معروف «وحشی» و پس از وی «جیمزدین» به فرهنگ جوانان شکل تازه ای می بخشد و پس از او نیز «الویس پریسلی» رقاص و خواننده ی معروف که در اصل راننده ی کامیون بود (که بعدا مایکل جسکون با دختر او به نام لیزا ازدواج کرد) با موسیقی راک به عنوان قهرمان و الگوی خاص جوانان مطرح شد.   بیت ها Beats یا بیت نیک ها Beat Niks در اواسط دهه ی 50 گروه کوچکی از نویسندگان، نقاشان و افراد نزدیک به آنان در سانفرانسیسکو اطراف کارمل و بیگ سار در سواحل کالیفرنیا دور هم گرد آمدند. آنان با پوشیدن لباس های جین و وصله دار و پیش گرفتن زندگی ساده و ستایش فقر و شیفتگی به عرفان شرق و اگزیستانسیالیسم فرانسوی و موسیقی جاز سیاهان، تعارض کلی خویش را با جامعه مبتنی بر تکنولوژی و مصرف زدگی به نمایش گذاردند. این گروه معروف به «بیت» شدند. و معرف آن ها ماده ی مخدر L.S.D   هیپی ها (Hippies) این گروه از دهه ی 60 به بعد با ترکیب لباس های جین آبی رنگ بیت ها و مهره ها و دست بندهای طرفداران «ال. اس، دی» در صحنه ی آمریکا به صورت گروهی پرآوازه ظاهر و مشهور شدند. آنها جنگ آمریکا و ویتنام را طرد کرده و در سایر شعارها باسردادن ندای صلح، روابط اقتصادی و اخلاقی و اجتماعی حاکم بر جامعه خود را نفی می کردند. پول و سرمایه را مخل آسایش بشر می دانستند. به نظر آنها هر کس مجاز به عمل هر چیزی است که می پسندد تا جایی که به دیگری آسیبی نرساند. مصرف ماری جوآنا از ویژگی های بارز هیپی ها بود.   پانک ها (Pank) به معنای آشغال، بی خیال، احمق آمده است، در واقع با برگزیدن این واژه برای خود درصدد القای این معنا بودند که دنیا آشغال است. از این رو نباید برای آن بهایی قایل بود. به دنبال «بی خیالی» و راحت طلبی بودند. بی اعتنا به خورد و خوراک و مسایل دنیایی بودند و هم چنین از خود فرار می کردند. از ته مانده ی ساندویچ ها تغذیه می کردند و از سطل های زباله پوشاک خود را تهیه می کردند. ظاهری کاملا غیرعادی، شلوارهای تنگ، چسبان، کوتاه، کفش های رنگارنگ تند، لباس های رنگارنگ بسیار شاد و تند و زننده با گل های درشت، بلند کردن مو و رنگ زدن آن، رنگ آمیزی چهره، آرایش زنانه، خواندن شعرهای شکسته و رقص شکسته و «بریک» (Break) از ویژگی های بارز آن هستند.   رپ Rap در دهه ی 1980 توسط عده ای سیاه پوست آمریکایی آفریقایی تبار در آمریکا با هدف اعتراض به نژادپرستی و رسیدن به صلح و آزادی با نام کامل People- Activation- Radical «گروه مردم معترض» تشکیل شد. اینها سیاه پوستان ساکن در منطقه ی هارلم نیویورک بوده و هنوز هم این محله به عنوان مرکز هدایت رپ به شمار می رود. اعضای گروه رپ ابتدا تظاهرات اعتراض آمیز خود را با نوعی رقص و پایکوبی در آمریکا اعلام کردند و بعد از سال ها این تظاهرات با نوعی موسیقی همراه شد و قرار را بر این گذاشتند که چنین تظاهراتی را تا رسیدن به اهداف شان ادامه دهند پس از گذشت چند سال افراد متمکن، سیاه پوستان را تقویت مالی کرده و هنرمندانی نیز برای یاری دادن به گروه رپ با عناوین مختلفی ظهور کردند که مشهورترین آن ها «ام. سی. هامر» است. به مرور زمان موسیقی رپ با موسیقی غربی آمیخته شد و به تدریج خوانندگانی در اجرای این موسیقی شروع به فعالیت نموده و طرفداران بیش تری پیدا کردند و بالاخره استعمار، اهداف سیاسی این گروه را منحرف کرده و رپ به صورت ابزاری در دست قدرت ها درآمد تا جوانان را به انحراف اخلاقی بکشاند. امروزه در سراسر آمریکا، اروپا و حتی آسیا جوانان بی بند و باری دیده می شوند که با سر و وضع عجیب و غریب در اجتماع ظاهر می شوند و بی آن که به اصل قضیه توجه کنند به نوعی خودباختگی و گاه به فساد و انحراف کشیده می شوند. از طرف دیگر موسیقی گروه رپ مورد استفاده ی گروه های منحرف اخلاقی قرار گرفته که سعی دارند، این نوع موسیقی مبتذل را در سایر ممالک از جمله ایران به صورت مستقیم و غیرمستقیم رواج دهند و هویت ملی و مذهبی جوانان را محو کرده و آن ها را به انحراف بکشانند. از لحاظ علایم ظاهری این افراد ابتدا به دلیل فقر و ناتوانی مالی لباس های مندرس و ژولیده ای را به تن می کردند و این را عاملی برای عضویت در گروه خود می دانستند. امروزه اعضای این گروه پسرانی با موهای بلند هستند که اطراف موهای سر را آلمانی زده و یا از کلاه گیس هایی استفاده می کنند که چنین حالت و فرمی دارد. هم چنین استفاده از لباس های جیری که دم پای شلوار آن تنگ است و گاهی نیز دستمالی را به یک زانوی پا می بندند، در بین اعضای این گروه رایج شده است. از دیگر وسایل مورد نیاز آنان عنیک دودی، جاسویچی و کمربندهایی است که بر روی آن ها بعضا آرم گروه نقش بسته و در ضمن بعضی هم به کمربندشان قاب عینک وصل کرده اند و یا کله اسکلتی را از آن آویزان نموده اند. گروه دختران (RAS) فرقه ای جدا شده و دخترانه از گروه رپ، لکن با همان خط مشی و اندکی نیز گسترده تر هستند. آرم آن ها جای پای فاخته است و گاه واژه Peace به معنای «صلح» زیر آن نوشته شده می شود. دلیل انتخاب جای پای فاخته شاید این باشد که فاخته در فصل تخم گذاری به لانه ی پرنده کوچک تر از خود (در نبود او) حمله کرده و تخم پرنده ی میزبان را شکسته و می خورد و خود در آن لانه تخم می گذارد. پرنده میزبان نیز چون از این واقعه آگاهی ندارد، از تخم فاخته نگهداری کرده تا زمانی که جوجه خارج شده او را تغذیه می کند اما زمانی می رسد که جوجه ی فاخته از نامادری خود بزرگ تر می شود.اگر این تخم را «نماد» فرهنگ در نظر بگیریم. کاملا موجه است که گروه رپ معتقد بودند استعمار فرهنگ ما را زایل کرده و فرهنگ خود را به ما ارایه می دهد تا از آن نگاهبانی و نگهداری کنیم و زمانی متوجه خواهیم شد که فرهنگ ما از بین رفته واثری از آن باقی نمانده است.برخی از دلایل جذب شدن به گروه رپ را می توان این گونه برشمرد: محیط ما را به طرف رپی شدن سوق می دهد، دوستانم مشوق من در این کار بوده اند، از مسخره شدن توسط دوستانم می ترسیدم، در خانه ی ما آرامشی وجود ندارد و من برای گریز از محیط خانه خودم را با این گروه سرگرم می کنم، من به دلیل خلاء عاطفی به رپ رو آورده ام، در این لباس خودم را فرد با شخصیتی احساس می کنم، با این تیپ خودم را شخص با فرهنگی احساس می کنم، این طور مورد توجه دیگران واقع می شوم، از ریتم تند آهنگ های رپ خوشم می آید، از تیپ کفش و لباس رپ خوشم می آید، پوشیدن لباس های ساده مساوی است با حالت مردگی، احساس می کنم مد رپ در زندگی یک نواخت من تنوع ایجاد می کند، مدل لباس های ایرانی جذاب نیست، دختران و پسرانی که رپی نیستند اخلاق دهاتی دارند، به من ربطی ندارد مسوولان باید جلوی ورود رپ را می گرفتند.   هوی متال Heavy Metal (آهن شدید) ·      این گروه متشکل از جوانان معترض به سیطره تکنولوژی بر زندگی انسان و جنگ انسان با انسان است. با تغییر در موسیقی و موزیک های بیتها، الویس پریسلی، رولینگ استونز ریتم مویزک را تغییر داده و صدای اعتراض خود را به جهانیان می رساندند، و برای شدت اعتراض و گلایه با فریاد از ادوات الکترونیکی موسیقی استفاده کردند. تصاویری در حال جیغ زدن، پریشان حالی و فرار، تهیه ی تار عنکبوت با سیم در گوشه ای از اتاق، آرایش اتاق آنان را تشکیل می دهد. آنها با پیشی گرفتن رفتارهای خشن، دخترهای نازک نارنجی را به گروه خود راه نمی دهند و معتقدند که باید سر اینان را برید و از گیسوانشان برای گیتارهای «هوی»ها تار درست کرد. خشونت بی حد و مرز آن ها از کفش و لباس آن ها پیدا است. کفش آن ها خشن، حاوی انبوهی قطعه فلز است که شبیه کفش های ایمنی ای است که پاها را بزرگ تر از حد معمول نشان می دهد. در رنگ لباس آن ها سیاهی بسیار غالب است. یکی از جلوه های خشونت آن ها را می توان در ترانه های شان یافت که در جایی می گوید: «پدران خود را بکشید». از زیر مجموعه های «هوی متال» می توان به دو مورد متالیکا Metallica «آهن گونه» و آیرون میدن: Iron Miden «دوشیزه آهنین» اشاره کرد. تالکوت پارسونز در نظریه ی ویژه ی فرهنگ جوانان می گوید:«فرهنگ جوانان با نقش مردان که هسته ی مرکزی فرهنگ بزرگسالان را در جامعه تشکیل دهد، در تعارض آشکار است زیرا جوانان به جای تاکید بر انجام کار مفید و به جای تطبیق با نظام ارزشی متداول و قبول مسوولیت برعکس بر ارزش های ضد معروف اصرار بیشتری می ورزند، و در مقابل به بهره گیری از لذات و بی توجهی به مسوولیت ارج بیشتری می نهند».ازنظر آلبرت کوهن ویژگی جرم در جوانان در مقایسه با جرایم در بزرگسالان عبارتست از: 1- غیرمادی بودن: جرایم جوانان اغلب با انگیزه ی سود مادی انجام نمی گیرد و بیشتر منشاء کسب افتخار و مردانگی و اخذ رضایت روانی است. 2- کینه جویی، خشم: رفتار جوانان هنگام بروز جرایم معمولا با نوعی خشم و کینه توام است. 3- نفی هنجارهای اجتماعی: خرده فرهنگ جوانان بزهکار تنها مجموعه ای از قواعد نیست، بلکه نوعی زندگی است که هنجارهای آن متفاوت از هنجارهای جامعه است و یا حتی در تضاد با آن قرار دارد. 4- کسب لذت های کوتاه مدت: این گروه به فعالیت های بلند مدت که مستلزم تنظیم وقت و برنامه ریزی و یا تمرین و مطالعه ی است، اهمیت و علاقه ای نشان نمی دهند. از همین روی بسیار سریع در مقابل کوچک ترین اشاره ای واکنش نشان می دهند و به دلیل نبود صبر و متانت در آنان آستانه تحملشان نیز بسیار پایین است، پس با آنان در برخورد باید بسیار ظریف و لطیف عمل کرد و نظارت از روی درایت همراه با رافت و مهربانی باشد چون آن چه مسلم است جوان در گروه بسیار سریع و صریح ارضاء می شود، محبت به ویژه محبت به طور عملی در گروه وجود دارد، در میان این طبقه «معرفت» حرف اول را می زند و با رعایت شرایط «معرفت» زمینه ی ایجاد «محبت» فراهم می شود، و وابستگی جوانان به گروه ها زیاد شده و به جدا شدن از آن نمی اندیشند. نظارت باید باشد اما نه به معنای فشار بی حد که چه کاری را انجام بده و از چه کاری پرهیز کن (امر و نهی زیاد) که به تعبیر «دورکیم» در این صورت شخص دچار خودکشی خودگرایانه خواهد شد و نه به معنای آزادی مطلق و بی بند و بار که شخص نتواند خوب و بد را تشخیص دهد و در نهایت دچار خودکشی آنومی گردد. چگونگی نفوذ این فرهنگ بین جوانان ایرانی: به طور کلی شاید بتوان راه های زیر را برای نفوذ خرده فرهنگ ها برشمرد: 1- مسافرت های خارج از کشور که در آن تبادل فرهنگی اجتناب ناپذیر است. 2- نوار و فیلم و سی دی های مختلف و مجلات گوناگون. 3- وجود تکنولوژی از جمله رایانه و اینترنت با تمام مزایا و محاسنشان با خود عوارضی چون نفوذ فرهنگهای بی هویت به همراه می آورد. 4- ماهواره هم بحثی تکراری شده است، آن قدر تکراری که دیگر کسی به دنبال راه حل آن نگشته و بهترین راه حل را پاک کردن صورت مساله در نظر گرفته اند. 5- کالاهایی که به عنوان اسباب بازی، آدامس، شکلات، آلبوم عکس و... بدون هیچ گونه نظارتی وارد کشور می شود، اگر نظارت به درستی انجام نگیرد، ورود اتومبیل از خارج از کشور جرم و قاچاق محسوب می شود اما ورود کامیونی سرشار از آدامس ها و اسباب بازی ها و... که با خود هزاران پیام فرهنگی و ضدفرهنگی دارند، آزاد است، بعضی از پیام ها که روی آدامس های زاگرو، باربی، روزیت و... (به صورت نوشته می باشد و بحث تصویر و عکس جداست) وجود دارد بدین شرح است: نابودت می کنم/ می کشم/ گرگ زخم خورده/ آتش مرگ/ مانند زهر/ مرد شکست ناپذیر/ مردی در سایه/ نبرد کماندویی/ بهای قدرت/ بهای ترور/ مرد تنها/ مرد بدون آینده/ مرگ روی نوک کارد رقم خورده/ بمیر یا بکش/ اسلحه کامل/ قدرتمند خواهم شد/ مرگ خاموش/ نیروی کبری/ قهرمان/ آخرین قهرمان همان طور که ملاحظه می شود تمام این پیام ها بیشتر بار فرهنگی خشم و خشونت را همراه دارد، البته پیام هایی نیز وجود دارد که به ظاهر لطیف و زیباست، اما از ابتدا خط ویژه ای را آغاز کرده که در نهایت به مقاصد آن چنانی خویش برسند ساخت لوازم التحریر باربی، سفارش دوخت لباس های چسبان و نیمه عریان باربی و... با قیمت های بسیار مناسب و ارزان می تواند جامعه ما را تحت سیطره ی خویش درآورد. در دیدگاه امیل دورکیم وقتی فرهنگ وظیفه ی خود را خوب انجام ندهد، بدعت زیاد شده، افراد طغیان می کنند، بدعت به معنای هنجارشکنی است و یا در تعبیری ازگفته های «مرتون» که اگر فرهنگ در کارکرد خود قوی عمل کند، انتقال ارزش ها درست صورت می گیرد و اگر اجتماع در کارکرد خود ضعیف عمل نماید، باید و نبایدها را در پیش افراد قرار می دهد. شبیه گرایی یکی از عوامل انحراف اصولا جامعه ما برون مدار است و نسبت به خروجی های کشورهای دیگر کم تر مقاومت می کند. اگر رنسانس علمی در چهار عنصر اجتماع و اقتصاد، فرهنگ و سیاست برشمرده «پارسونز»  دشوار است لااقل ما به یک نهضتی نیاز داریم که شبیه گرایی را از ما دور کند. شکل رفتار و گفتار، شناخت و تزیین داخلی خانه، پوشش و آرایش (در خوراک کم تر)، شبیه گرایی خطرناکی به غرب دارد. قوانین و فرهنگ، شبیه گرا شده است چون اصالت یافته، خطرناک است وگرنه صرفا شبیه گرایی ناپسند نیست. اولین عنصر برای مبارزه با شبیه گرایی «خودباوری» است. غربیان را زیرکی ساز حیات شرقیان را عشق راز کائنات اگر باورهای دینی تقویت شود از کدام موج و بحری باک خواهد بود که: چه غم دیوار را باشد که دارد چون تو پشتیبان چه باک از موج بحر آن را که باشد نوح کشتیبان قطعا یکی از ریشه های وابستگی به غرب نقشه و توطئه خود آن ها نیز می تواند باشد، از جانب ما و آن ها شرایط مساعد شد، کارت دعوت از آن سو صادر شد و ما پذیرفتیم، زیرا خود و فرهنگ خود را بی خاصیت تلقی کردیم: «از جمله نقشه ها که مع الاسف تاثیر بزرگی در کشورها و کشور عزیزمان گذاشت و آثار آن تا حد زیادی به جا مانده بیگانه نمودن کشورهای استعمارزده از خویش و غرب زده و شرق زده نمودن آنان است به طوری که خود را و فرهنگ و قدرت خود را به هیچ گرفتند و غرب و شرق را دو قطب قدرتمند و نژاد برتر و فرهنگ آنان را والاتر و آن دو قطب را قبله گاه عالم دانستند». حضرت امام غرب را شناخت و شکست. اما امر مشتبه نشود به این که از این پس به «غرب شناسی» روی آوریم که آن ها هم همین را می خواهند. به نظر می آید که اگر عناصر اصلی فرهنگ، اقتصاد، سیاست و اجتماع کارکرد مناسب خویش را ارایه دهند، گرایش به آن سو کاسته خواهد شد، جز عده ی اندکی که: «فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا» هستند که غرب قبله ی آنان باد. چه باید کرد؟ دو پیشنهاد کلی: 1- بگوییم (حداقل برای رفع تکلیف) «خانه از پای بست ویرانست» پس در اندیشه اصلاح نقش ایوان (بخوانیم ایران) نباشیم که: مارازخیال تو چه پروای شرابستخم گو سر خود گیر که خمخانه خرابست سر خود را بگیریم که از کوچه اش حتی اگر با خبر هم برویم دیوارش سر می شکند که پری رویان نغز، گل به دست منتظرند تا درگِل بلغزیم.2- نه از سر تکلیف که از روی عشق و اشتیاق از پوستین عبادت زاهدانه و عزلت گزینی خارج شده و جامه ی عالمانه بر تن کرده و برای نجات فرهنگ و اجتماع و اقتصاد و سیاست دل به دریا زنیم.در آخر با ارایه پیشنهادهایی به خانواده های عزیز سعی می کنیم تا با فرهنگ غنی خودمان آشتی کنیم و هویت فرهنگی خود را به باد فراموشی نسپاریم:1- به فرزندان مان بیاموزیم که بگویند «نه»، عصیان در حد متعارف و تسلیم در حد احترام هردو لازم است.2- ایجاد هم بستگی و دل بستگی برای فرزندان، محبت خویش را به آنان بازگوییم « والقیت علیک محبه منی و لتصنع علی عینی» (طه 39) و من محبت خویش را شامل حال توکردم تاتحت نظر من باشی.3- نظارت (سخت گیری نه) و پیگیری بر امور فرزندان.4- شریک قرار دادن فرزندان در امور خانواده و ایجاد حس مسوولیت در آنان.5-آسان گیری: «یریدالله بکم الیسر و لایرید بکم العسر» (بقره 186) خداوند حکم را برای شما آسان خواسته و تکلیف را مشکل نگرفته است. 6-اصلاح شرایط محیط خانوادگی برای فرزندان.     مراقبت های لازم برای دختران   1ـ دختر جوان بايد خود را از محيطها و موقعيتهاى تحريك آميز دور نگه دارد و از گوش دادن به موزيكهاى محرك و ديدن فيلمهاى فاسد اجتناب ورزد. 2 ـاز پوشيدن لباسهاى تنگ و چسبنده , حتى در مقابل برادر و خويشان محرم خود هم , خوددارى كند. 3 ـ خود را از محيطى كه مورد نگاه نامحرم است , دور نگاه دارد. لذا حضرت زهراى يكى از ويژگيهاى زن پارسا را اين مى داند كه او مردها را نبيند و خود نيز مورد ديد مردها قرار نگيرد. 4 ـ تـخـيـلات و تـفكرهاى خود را كنترل كند و بداند هر چه كه به ذهن و انديشه اش مى گذرد, خـداونـد بـر آن آگـاه است و او در اين زمينه مسووليت دارد و بايد تنها به آنچه كه عقل و قوانين شرعى تاييد مى كنند و مجاز مى دانند, بينديشد تا رستگار شود. تـخـيـل و تصور درباره مسائل جنسى و شهوت انگيز منجر به تحريكهاى مداوم گرديده و نيروى حيات را از بين برده و انسان را از مسائل حقيقى وواقعى زندگى باز مى دارد. 5 ـ بيكارى منشا تمام انحرافها و فسادهاست , دختر جوان بايد با ياد گرفتن آشپزى , زمينه موفقيت آينده خود را فراهم سازد. 6 ـ در جـلـسه هاى فرهنگى و مذهبى شركت نمايد و سوالات و پرسشهايى كه برايش پيش مى آيد مطرح كرده و پاسخ آنها را بيابد. 7- از عدم تعادل و بى قواره شدن بدن ناراحت نباشد, زيرا كه پس از دوران بلوغ وضعش به تدريج عادى و متناسب خواهد شد. 8 ـ بـا دوستان مومن و خوب رفت و آمد و مجالست داشته باشد,حتى المقدور سعى كند نمازها را در اول وقت به جا آورد. اگر دوستدار سعادت آينده خود است بايد مطلقا از همنشينى و رفت و آمد با دوستان بى بندوبار و منحرف (ولو از نزديكان و خويشاوندان ) دورى گزيند. 9 ـ قـبـل از خـوابيدن حتما وضو بگيرد و در هنگامى كه به بستر مى رود سوره هاى قل اعوذ برب الـفـلـق و قل اعوذ برب الناس (معوذتين ) وآيه الكرسى را با توجه و حضور قلب بخواند و با ذكرخدا به خواب برود. 10 ـ حتى المقدور هفته اى يك بار روزه بگيرد. ايـن عمل در تقرب او به خدا و افزايش ايمان , بسيار مفيد بوده و در تقويت اراده اش نقش بسزايى دارد 11 ـ پـرخورى و تغذيه مداوم از مواد مقوى و گرم و محرك , علاوه بر اختلالهاى جسمى , هميشه مـقـدارى انـرژى و نـيـروى مازاد بر احتياج , توليدخواهد كرد كه اين نيروى اضافى , محرك ميل جنسى است . افراط در پرخورى موجب حماقت و بروز خوى حيوانى در انسان است , لذا در تعاليم اسلامى توصيه شـده اسـت كـه مـسـتحب است سيرنشده ازسر سفره بر خيزيم و از پرخورى كه مكروه بوده و از طرفى حرص و طمع به غذا كه مذموم شمرده شده دورى جوييم . 12 ـ دختر جوان بايد حريم محرم و نامحرم را حفظ بنمايد و از توقف در محل خلوت با فرد نامحرم جـدا دورى گـزيـنـد, زيرا شيطان ونفس اماره قوى است , اگر شخص ثالثى نباشد, وسوسه هاى شيطانى بر عقل انسان , غلبه كرده و زمينه انحراف و گناه براى هردوطرف , فراهم خواهد شد. 13 ـ از شوخى و خنده با نامحرمان خوددارى كرده و در صحبت كردن با آنان مراعات جدى بودن كـلام را بـنمايد و حالت و صدا را طورى نازك وظريف نكند كه موجب انحراف پسران جوان شود, چـنـانـكـه در قـرآن كـريـم مـى فـرمايد: در گفتارتان نرمى نشان ندهيد تا دلهاى بيمار بر شما طمع نورزند و سخن را درست ادا كنيد. 14 ـ جـوان بـايد تمايلات و افكار خود را از توجه به روابط نامشروع به روابط صحيح و مشروع و به سوى ازدواج و زندگى آينده معطوف سازد وبداند كه دير يا زود اين ايام سپرى خواهد شدو او در آيـنـده اى نـه چـنـدان دور بـايـد بـه انـتـخـاب هـمـسـرى پاك بپردازد و در خود, آمادگيها و شايستگيهاى لازم را براى چنين زندگى سعادتمندانه كه بيش از هر چيز, نياز به سلامتى جسمى و روانى دارد, فراهم سازد. همواره و در هر حال با ذكر و ياد خدا انس و الفت داشته باشد, زيرا در قرآن آمده است : آگاه باشيد كه تنها با ياد خدا قلبها آرامش مى يابد, همچنين هركس از ياد خدا فاصله گيرد, زندگانى بر او سخت و دشوار خواهد گشت . دخـتـران جـوان بـايد قدر جوانى و پاكى خود را بدانند, در حفظ ونگهدارى آن , نهايت مراقبت را بنمايند و از معرض هرگونه تحريكها و وسوسه هاى شهوانى خود را دور كنند و به هيچ وجه حاضر نشوند در محيطهاى آلوده و با افراد منحرف و بى بندوبار مجالست و ارتباط داشته باشند. البته در اين راه گاهى ممكن است خللى در تصميم آنان پديد آيد, ولى بايد استقامت و پشتكار را از دست ندهند و با ايمانى كامل به يارى خدا اميدداشته باشند تا در حفظ اين پاكى موفق بمانند و عفت و نجابت خود را حفظ كنند.     پاسخهایی در رابطه با مراقبت های لازم برای دختران:   مضرات مواد آرایشی و زیبایی برای    برای اینکه زیباترین باشید، تا چه حد پیش می روید؟ در زمان ملکه الیزابت، خانم ها برای زیبا شدن روی صورت خود سرب و روی لب هایشان جیوه می مالیدند. مشکلاتی که برای سلامتی آنها پیش می آمد بی شمار و بسیار جدی بودند. طی دوره رنسانس ایتالیا، موسیو توفانو پودری برای صورت از اکسید آرسنیک سبک درست کرد. این اختراع دلفریب کوچک، وسیله ای بود برای خانم های ثروتمند تا از شر شوهرهای ناخواسته خود خلاص شوند. کمی از این پودر لازم بود تا آنها را خوابیده در قبر ببینند. امروز دیگر چنین خطری را کسی نمی پذیرد اما هنوز هم خوشحال و راضی خودمان را در مواد شیمیایی غرق می کنیم که آنقدر قوی هستند که در آزمایشگاه روی آنها روکش های بسیار ضخیم کشیده می شود. آیا ممکن است که صنعت مواد آرایشی زیبایی را ترویج می کند که کشنده است؟ از کجا می توانیم بدانیم، وقتی حتی خواندن لیست مواد تشکیل دهنده کرم مرطوب کننده مان نیاز به داشتن مدرک شیمی و زیست شناسی دارد. اجازه بدهید با سدیم لوریل سولفات (SLS) که همه جا موجود است شروع کنیم. این ماده شیمیایی تقریباً در همه چیز از خمیر دندان گرفته تا شامپو استفاده می شود. اما عوارض جانبی آن شامل اگزما، سوزش پوست و چشمها (با مصرف طولانی مدت)، و التهاب و عفونت احتمالی مجرای ادرار و واژن می باشد. خیلی خوب است که محصولات مربوط به کودکان را چک کنیم تا مطمئن شویم که در آنها از کمترین میزان سدیم اوریل سولفات استفاده شده است چون این ماده نشان داده است که منجر به آسیب رساندن به چشم کودکان می شود. یکی دیگر از مواد خطرناک EDC ها هستند. این مواد شیمیایی با کاهش تعداد اسپرم ها در مردان در ارتباط است. برخی از آنها، مثل نانیل فنول (Nonylphenol) که در لوازم آرایشی مورد استفاده قرار می گیرد و بوتیل هیدروکسی آنیسول BHA و E320 (که ممکن است از ظرف های پی وی سی به مواد آرایشی نفوذ کند، از طرف EU با مقدار مشخص مصرف روزانه محدود شده اند. اما، در طول زمان این مواد در بافت های بدنمان انبار می شوند و برخی متخصصین عقیده دارند که برای مصرف این مواد هیج حد و اندازه ایمن و بی خطری وجود ندارد. آلفا هیدروکسی اسید (AHA)؛ AHA و BHA ها، کشف محبوب صنعت آرایشی قند میوه و شیر هستند که به طرز قابل ملاحظه ای ورقه ورقه می شوند. این مود با مالیده شدن بر روی لایه خارجی پوست عمل می کنند و گفته می شود که موجب جوانتر شدن پوست می شوند. اما آنطور که در تیلیغات می بینید، واقعاً چنین قدرتی ندارند. درواقع نه تنها باعث بهبود پوست نمی شوند، بلکه آنرا خراب تر هم می کنند. لایه خارجی پوست مانع بسیار مهمی است که از بدن در مقابل اشعات UV و مواد شیمیایی که با پوست تماس پیدا می کند، محافظت می کند. واکنش طبیعی بدن به مالیدن آن روی پوست، ساخت لایه خارجی ضخیم تر و سخت تر است. اگر به طور مرتب از این ماده استفاده کنید باید حتماً کرم ضد آفتاب قوی تری هم استفاده کنید. AHA ها حدوداً ده سال است که وارد بازار شده اند و تاثیرات طولانی مدت آنها هنوز شناخته شده نیست. محصولات و عصاره های طبیعی نشان می دهند که صنعت آرایشی میل ما را به داشتن زندگی طبیعی تر دنبال می کنند. اما خیلی اوقات این محصولات حاوی همان محصولات و ترکیبات قدیمی هستند که فقط کمی عصاره طبیعی به آنها اضافه شده است تا مشتری را راضی نگه دارند. همچنین محصولات واقعاً طبیعی نیاز به نگه دارنده های بیشتری هم دارند تا از خراب شدن و فاسد شدن آنها جلوگیری به عمل آورد و به این ترتیب مقدار مواد شیمیایی آن باز به همان میزان سابق می شود. و دیگر اینکه مواد طبیعی گرفته شده از گیاهان یا حیوانات می توانند به همان سرعت مواد شیمیایی، سمی و خطرساز شوند. نوزادان و بچه های کوچک به ویژه بسیار در معرض عفونت هستند، از اینرو محصولاتی که برای این گروه سنی مورد استفاده قرار می گیرد باید 50 مرتبه کمتر میکروب در خود داشته باشد. این به آن معنا است که محصولات مربوط به بچه ها حاوی نگه دارنده های بیشتر مثل بنزوئیک می باشد. بنزوئیک می تواند منجر به ناراحتی معده، بیحس شدن دهان و خارش و سوزش بدن شود. احتمالاً بهترین انتخاب این است که محصولاتی را انتخاب کنید که کمترین مقدار ترکیبات ممکن را داشته باشد و در ورت امکان از آب و صابون بچه استفاده کنید. جادوی حیوانی. رومی ها زمانی ناخن هایشان را با ترکیبی از خون حیوان و چربی رنگ می کردند. بااینکه اینکار ممکن است این روزها باعث ترساندن عموم شود اما تعداد قابل توجهی از محصولات حیوانی در دستشویی های همه ما وجود دارد. اگر گیاهخوار هستید، این مسئله ممکن است زندگی را برایتان دشوارتر کند. بعضی ترکیباتی که از حیوانات گرفته می شوند خیلی راحت شناخته می شوند، سایر اسامی ناشناخته تر عبارتند از: تالو ، CI 77267، CI 77268، کولاژن، الاستین، ژلاتین، هیالورونیک اسید کراتین، ماسک، سرم آلبومین، یونیپرتان. آیا ارزشش را دارید؟ قبل از اینکه نگران شوید، یادتان باشد تعدا کمی از افراد از مواد آرایشی دچار ناراحتی و مشکلات سلامتی شده اند چون بیشتر مردم خیلی زود متوجه می شوند که برخی محصولات با پوست آنها سازگاری ندارد. خرید مواد آرایشی ساده تر، که باعث می شود پولمان را برای تبلیغات دروغین محصولات گران دور نریزیم، بهترین انتخاب است. مواد آرایشی و بهداشتی ما را پاکیزه تر کرده، باعث می شود بوی بهتری از ما به مشام برسد و زیباترمان میکند اما برای زیبایی و سلامتی واقعی، ریختن پولمان در داخل فروشگاه های لوازم آرایشی چاره کار نیست. خسته کننده است اما حقیقت دارد: تنها راه سلامت و شاداب تر نگه داشتن پوستمان، و روشن تر و نافذتر کردن چشمهایمان همان متدهای قدیمی آزمایش شده تغذیه و سلامتی است. این یعنی داشتن یک رژیم غذایی متوازن، نوشیدن مقدار کافی آب و داشتن خواب کافی. همچنین یعنی دور ماندن از آفتاب، ورزش کردن مدائم و ترک سیگار. این چیزها ممکن است بسته بندی قشنگی نداشته باشد اما بدن و سلامتی شما مطمئناً ارزشش را دارد. عفونت مجاری ادرار: علل، علائم، پیشگری و درمان عفونت های مربوط به مجاری ادراری از جمله رایج ترین انواع عفونت ها به شمار میروند که خاصه به واسطه باکتری ایجاد می شوند. کودکان، نوجوانان، خانم ها و آقایون همه و همه می توانند در معرض ابتلا به این نوع عفونت قرار داشته باشند؛ اما در این میان باید توجه داشت که خانم ها نسبت به آقایون بیشتر در معرض ابتلا به این نوع عفونت قرار دارند. این مقاله طوری نتظیم گردیده که شما با مطالعه ی آن ابتدا می توانید دلایل ایجاد عفونت های ادراری را متوجه شده و سپس با علائم، درمان و راههای پیشگیری از آن نیز آشنا گردید. مجرای ادرار چیست؟ مجرای ادراری به راهی گفته می شود که ادرار به واسطه ی آن از کلیه ها به خارج از بدن انتقال داده می شود. ادرار در کلیه تولید می شود و سپس از لوله های باریکی عبور کرده و در مثانه ذخیره می گردد. زمانیکه مثانه پر می شود، شما احساس میکنید که باید ادرار خود را تخلیه نمایید. ادرار از شکافی با نام "مجرای پیشاب" از بدن شما خارج می شود. عفونت مجرای ادراری (UTI) چیست؟ ادرار معمولاً فاقد باکتری است. مجاری ادراری زمانی عفونت می کنند که باکتری ها به داخل مثانه راه پیدا می کنند. از آنجایی که مجرای پیشاب خانم ها نسبت به آقایون کوتاهتر است، باکتری ها خیلی راحت تر می توانند به داخل مثانه راه یافته و سبب ایجاد عفونت شوند. از جمله شایع ترین انواع عفونت های ادراری، عفونت مثانه است که به آن التهاب مثانه یا (Cystitis) اطلاق می شود. اگر عفونت صرفاً بر روی مجاری ایجاد شده باشد، به آن التهاب مجاری ادراری یا (Urethritis) گفته می شود. اگر کلیه دچار عفونت شود، به آن عفونت کلیوی یا (Pyelonephritis) می گویند. چه کسانی در معرض ابتلا به این نوع عفونت هستند؟ این بیماری مسری نیست و شما نمی توانید آن را از کس دیگری بگیرید. در اکثر موارد بیماری به دلیل مشکلات کلیوی و اختلالات مربوط به مثانه ایجاد می شود. UTI در خانم های جوانی که دارای شرایط زیر هستند شایع تر است: قبلاً دچار این نوع عفونت ها شده اند ارتباط جنسی داشتند از اسپری های اسپرم کش به همراه کاندوم استفاده می کنند از دیافراگم استفاده می کنند باردار هستند علائم بیماری چیست؟ درد و یا سوزش در حین ادرار کردن تکرر ادرار کم بودن میزان ادرار حتی در زمانیکه احساس می کنید مثانه پر شده است بوی بد و تیرگی ادرار خون در ادرار تب و لرز احساس درد در قسمت پایینی کمر زمانیکه احساس کردم دچار عفونت ادراری شده ام، چه کاری باید انجام دهم؟ اگر احساس می کنید که به این عارضه مبتلا شده اید، باید فوراً به پزشک مراجعه کنید. اگر منتظر بمانید و تصور کنید که بیماری خود به خود بهبود پیدا می کند، باید بدانید که اشتباه می کنید و با این کار فقط بر شدت بیماری خود می افزایید. گاهی اوقات این باکتری ها می توانند موجبات عفونت های شدید کلیوی را ایجاد نمایند که همانطور که می دانید این بیماری یک مشکل جدی است. از آنجایی که برخی از بیماری های جنسی می توانند سبب بروز علائمی درست شبیه به علائم عفونت ادراری باشند به همین دلیل باید پزشک خود را در جریان بگذارید که آیا ارتباط جنسی داشته اید یا خیر. تشخص بیماری به چه صورت است؟ این بیماری عموماً با یک آزمایش ساده ی ادرار قابل تشخیص است. یک لیوان به شما داده می شود و از شما می خواهند که ادرار خود را درون آن بریزید. نمونه ی ادرار شما به آزمایشگاه انتقال داده می شود و آنجا از روی باکتری های موجود در آن تست به عمل می آید. اگر شما از نظر جنسی ارتباط دارید، ممکن است پزشک تشخیص دهد که این علائم مربوط به بیماری های دیگری نظیر بیماری های جنسی مانند: کالامیدیا و یا تبخال تناسلی باشند که متعاقباً آزمایش های لازم در آن زمینه را انجام خواهد داد. نحوه درمان بیماری چگونه است؟ آنتی بیتیک های مخصوصی هستند که می توانند باکتری های موجود در مجاری ادراری را از بین ببرند. پزشک با توجه به آزمایش ادرار آن نوع آنتی بیوتیکی را که برای شما مناسب است تجویز خواهد کرد. سپس به شما می گوید که چند روز و در چند نوبت باید از آن استفاده کنید. اگر حالم خوب شد، باز هم باید داروها را تا آخر مصرف کنم؟ بله! خیلی مهم است که توصیه های پزشک را مو به مو انجام دهید. به این معنا که تمام آنتی بیوتیک ها را باید مصرف کنید. حتی اگر احساس می کردید که دیگر هیچ نشانه ای از بیماری در شما باقی نمانده، باز هم باید به مصرف داروها ادامه دهید. اگر تمام داروها را مصرف نکنید، ممکن است عفونت مجدداً برگردد و مجدداً احساس بیماری کنید. آیا نیاز به داروی دیگری هم دارم؟ اگر عفونت شدید باشد، پزشک بنا به تشخیص خود می تواند داروهای دیگری تجویز کند. به عنوان مثال در برخی افراد شاهد اسپاسم های مثانه هستیم (دردی که برای یک لحظه در زیر مثانه ایجاد شده و رها می شود). برخی از انواع دارو ها هستند که ممکن است رنگ ادرار شما را نارنجی کنند. این یک تاثیر جانبی کاملاً طبیعی است و به محض اتمام داروها رنگ ادرار به حالت طبیعی باز می گردد. هر چند این داروها به شما کمک می کنند که درد کمتری را احساس کنید، اما کار اصلی که همان کشتن باکتری هاست توسط آنتی بیوتیک ها انجام می پذیرد. اگر یکبار عفونت بگیرم، احتمال اینکه مجدداً دچار آن شوم بیشتر می شود؟ باید توجه داشت که احتمال بروز عفونت در افرادی که یکبار این بیماری را تجربه کرده اند، بیشتر است. اما اگر شما به محض بهبودی مجدداً علائم بیماری را در خود مشاهده کردید، جزء بیمارانی هستید که دچار "عفونت بازگشتی" شده اند. این بدان معناست که عفونت هنوز در بدن شما وجود دارد به این دلیل که در مرحله ی اولیه درمان، باکتری ها به طور کامل کشته نشده اند. اگر مجدداً علائم بیماری را در خود مشاهده کردید، حتماً با پزشک معالج خود تماس بگیرید. چگونه می توانم از ابتلا به این بیماری جلوگیری کنم؟ نوشیدن آب فراوان ( 8 تا 10 لیوان بزرگ به صورت روزانه) و استحمام مکرر. این امر می تواند مثانه ی شما را خالی، فعال و به دور از باکتری نگه دارد. نوشیدن آب شاتوت و یا استفاده از قرص آن می تواند به دخترهای جوان در پیشگیری از این بیماری کمک کند. بنا به توصیه ی پزشک می توانید قبل و یا بعد از ارتباط جنسی آنتی بیوتیک مصرف کنید. عفونت های مجاری ادراری خیلی رایج هستند و نحوه ی درمان آنها نیز خیلی ساده می باشد. اگر احساس می کنید که دچار این نوع عفونت شده اید، با پزشک خود تماس بگیرید، آنرا فوراً درمان کنید و فراموش نکنید که داروها را تا آخرین مرحله مصرف کنید.   تمرین 15 دقیقه ای برای رفع استرس [JUSTIFY ALIGN=JUSTIFY]بین کتابهای داستان و نقاشی بچگی دخترم، کتابی بود که اسمش "آرامش 5 دقیقه ای" بود. این کتاب درمورد یک فیل مادر بود که یک فنجان چای داغ برای خودش می ریخت، یک حمام آب داغ می گرفت اما هرچه تلاش می کرد نمی توانست از تقاضاهای پشت سر هم بچه هایش فرار کند که هرکدام به طریقی تنها نیاز او را در دنیا که 5 دقیقه آرامش بود، برهم می زدند.[/JUSTIFY ALIGN] [JUSTIFY ALIGN=JUSTIFY]برای همه ما هم وضع به همین صورت است. در خانه، در راه و در محل کار، همه حسمان درگیر چیزهای مختلف است. اگر تقاضاهای همسرمان، دوستان، فرزندمان، همکاران یا سایر نزدیکان نباشد، سروصدای ناموزون رادیو، تلویزیون، بیلبوردهای تبلیغاتی، ترافیک و ساخت و سازهای درون شهری است. همیشه چیزی برای مزاحمت وجود دارد.[/JUSTIFY ALIGN] [JUSTIFY ALIGN=JUSTIFY]این مزاحم ها همیشه و همه جا وجود دارند تاجاییکه حتی گاهی دیگر حضور آنها را متوجه نمی شویم. جسم و فکر ما طی فرایندی که سازگاری حسی نامیده می شود، با این تجاوزها و مزاحمت ها خو گرفته است. درواقع، ما نسبت به این دردها بی حس شده ایم. اما چه از آن آگاه باشیم و چه نباشیم، این دردها کماکان وجود دارند و ما را اذیت می کنند.[/JUSTIFY ALIGN] [JUSTIFY ALIGN=JUSTIFY]همین سال پیش این جمله را بارها و بارها از دوستان و اطرافیانم شنیده ام: "واقعاً دیگر بریده ام. احساس می کنم دیگر چیزی برای ارائه دادن به کسی ندارم."[/JUSTIFY ALIGN] [JUSTIFY ALIGN=JUSTIFY]حرف های نومیدی. این حرفها نشاندهنده این است که این مردها و زن ها، مثل میلیونها آدم دیگر، دربرابر این آزارها و مزاحمت ها مغلوب شده اند. این افراد، که به اندازه کافی از این مزاحمت ها، به خودشان تعطیلی و استراحت نداده اند، دربرابر تاثیرات بسیار زیاد آن آسیب پذیر شده اند. و چه دوست داشته باشید و چه نداشته باشید، حالا مجبورند که کاری که همه این مدت نکرده بودند را انجام دهند: یعنی باطریشان را از نو شارژ کنند.[/JUSTIFY ALIGN] [JUSTIFY ALIGN=JUSTIFY]رویکرد بهتر این است که منتظر نمانید تا وضعیتتان به این حد حاد شود. اما چطور؟ در یک دنیای کامل، همه می توانند به یک مرکز معنوی رفته و در آنجا مدتی تنها باشند (گرچه در یک دنیای کامل چنین نیازی وجود نخواهد داشت). درواقع، فقط زمانی می توانید ناهنجاری این سروصداها و مزاحمت ها را عمیقاً درک کنید که برای مدتی در یک مکان ساکت و آرام زندگی کنید. [/JUSTIFY ALIGN] [JUSTIFY ALIGN=JUSTIFY]اوقاتی را که من خودم در سکوت مطلق می گذراندم و تنها با خودم و افکارم و صدای طبیعت ارتباط داشتم، واقعاً جوانی و سرزندگی را به من برمی گرداند. آن زمان بود که می توانستم به طور واقعی، لذت زندگی را تجربه کنم.[/JUSTIFY ALIGN] [JUSTIFY ALIGN=JUSTIFY]حتی موقع غذا خوردن در اتاقی که بقیه هم تمرین سکوت می کنند، من سعی می کردم غذایم را آهسته تر بجوم و نسبت به طعم و ظاهر آن دقت و حساسیت بیشتری داشتم. هر فعالیتی—کتاب خواندن، پیاده روی، حمام کردن—را با توجه و دقت بیشتری انجام می دادم. منظورم از این آگاهی از این زمان خاص است که مکان و زمان حضور من را کامل می کند. واقعاً چه نعمتی است.[/JUSTIFY ALIGN] [JUSTIFY ALIGN=JUSTIFY]اما متاسفانه پنج روز سکوت در ماه برای ما خیلی واقعبینانه نیست. اما حتی یک روز پیاده روی در سکوت کنار دریا یا در جنگل هم چندان قابل انجام نیست.[/JUSTIFY ALIGN] [JUSTIFY ALIGN=JUSTIFY]پس چه باید کرد؟ تنها راه چاره این است که با مدیتیشن این آرامش و سکوت را برای خودتان ایجاد کنید.[/JUSTIFY ALIGN] [JUSTIFY ALIGN=JUSTIFY]تحقیقات و مطالعات بسیار زیادی نشان داده است که مدیتیشن راهی بسیار عالی برای کاهش یا حتی از بین بردن عواقب جسمی استرس است. مدیتیشن اگر به طور مداوم و منظم انجام شود، ضربان قلب و تنفس را پایین آورده و سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند. این تمرینات حتی می تواند بیماری هایی مثل دیابت و ورم مفاصل، اضطراب و افسردگی، میگرن و وسواس را نیز بهبود بخشد.[/JUSTIFY ALIGN] [JUSTIFY ALIGN=JUSTIFY]برای خیلی از افراد، کلمه مدیتیشن تصاویری از راهبان بودایی را در نظر مجسم می کند که چهار زانو و بی حرکت برای ساعت ها و یاحتی روزها روی زمین می نشینند. اما مدیتیشن حتماً نباید اینقدر عجیب و غریب باشد تا تاثیر بگذارد. من خودم شخصاً فواید بسیار زیادی از 15 تا 20 دقیقه مدیتیشن (تلاش برای متمرکز کردن ذهن) در روز می برم. گاهی اوقات چهار زانو   و گاهی اوقات دوزانو روی زمین می نشینم، خیلی وقت ها هم عادی روی صندلی می نشینم اما همه تلاشم این است که محلی را برای اینکار انتخاب کنم که به ساکت ترین شکل ممکن باشد.[/JUSTIFY ALIGN] [JUSTIFY ALIGN=JUSTIFY]اول چشمهایم را می بندم و چند نفس عمیق می کشم (سعی می کنم این تنفس از راه بینی باشد، چه دم و چه بازدم) و به این ترتیب پروسه ریلکسیشن را کم کم شروع می کنم. بعد سعی می کنم تمرکزم را روی تنفسم متمرکز کنم—به داخل و خارج رفتن هوا و نقاطی از بدنم که این هوا با آنها برخورد می کند. هر از گاهی تمرکزم برهم می خورد و فکری مشغولم می کند. به محض اینکه متوجه این مسئله شوم، به آرامی سعی می کنم دوباره روی تنفسم متمرکز شوم. حتی بعد از گذشت 15 دقیقه وقتی چشمانم را باز می کنم، شدیداً آرامتر شده ام و برای مواجهه با چالش های آن روز آماده هستم.[/JUSTIFY ALIGN] [JUSTIFY ALIGN=JUSTIFY]البته راه های مختلف دیگری هم برای مدیتیشن وجود دارد. مثلاً خیلی از افراد سعی می کنند توجهشان را روی نقطه ارتباط دست هایشان متمرکز کنند، خیلی های دیگر به یک شیء ثابت خیره می شوند. افراد دیگری هم برخی صداهای خاص که مانترا نامیده می شود را تکرار می کنند. وجه اشتراک همه این روش ها همان تمرکز است. وقتی به تمرکز رسیدید، حتی برای چند لحظه، آنوقت اهمیت آن را متوجه می شوید. [/JUSTIFY ALIGN]  تمرکز می تواند همیشه و همه جا با شما باشد. پس حتی اگر سروصداهای اطراف هم وجود داشته باشد می توانید با تمرکز خودتان را در جزیره ای زیبا و آرام تجسم کنید و 5 دقیقه آرامش خودتان را بگذرانید.   اختلالات اندیشه و برون هراسی اخـتـلالات اندیشه گروهی از مشکلات فکری است که هم عـلائـم جسمـی و هـم روحـی دارد. تـرس از دســـت دادن کـنـتـرل و تـرس از خـطـری تـهدید کننده متداول ترین علائم روحـی ایـن اخـتـلالات مـی بـاشـد. عـلائم جسمی شامل تپش قلب، گیجی، حالت تهوع و لرزش می باشد. چرا خانم ها بیشتر در معرض این مشکل هستند؟ خانم ها دو یا سه برابر آقایان در معرض اختلالات فکری هستند و با وجود اینکه بیشتر هنگام بزرگسالی این مشکلات پیش می آید، اما در هر سن و سالی می تواند اتفاق بیفتد—این را دکتر دوریان، رئیس انجمن زنان و سلامت روحی می گوید. اختلافات هورمونی باعث می شود که زنان بیش از مردان دچار این مشکلات شوند. اما دکتر دوریان عقیده دارد که اختلافات اجتماعی هم یکی از عوامل مهم است. زنان بیشتر مورد سوء استفاده قرار می گیرند و برای حفظ اعتماد به نفسشان کمتر حمایت می شوند. او می گوید: "زنان در بیشتر مواقع خود را ناتوان می یابند. خود منتقد هستند و کمتر از مردان خود را قبول دارند. انتظاراتی هم که از خود دارند خیلی بیش از مردان است. دنیای امروزی سرعت بسیار بالایی دارد و انسان ها برای این سرعت ساخته نشده اند. در بعضی موارد تکنولوژی از مغزهای ما جلوتر بوده و همین باعث مشکل می شود." عوامل خطرساز بنابر تحققیقات، عوامل خطرساز مشکلات و اختلالات فکری شامل موارد زیر است: مورد سوء استفاده قرار گرفتن داشتن والدینی با مشکلات و اختلالات فکری درآمد کم سابقه خانوادگی هم در این مسئله بسیار مهم است و ممکن است این اختلالات به صورت ارثی منتقل شود. تحقیقات بسیاری نشان داده است که ریشه همه این اختلالات در خانواده است. افراد بسیاری که از نظر روانی تحت درمان هستند، ممکن است دچار اختلالات و مشکلات دیگر فکری نیز باشند. تحقیقی که در سال 1990 انجام گرفت نشان داده است که 70 درصد از افرادی که مبتلا به یک بیماری فکری اصلی بوده اند، دچار حداقل یک مشکل دیگر نیز می باشند. یک سوم افرادی که در این تحقیق استفاده شدند دچار انواع مختلفی از ترس ها بوده اند. به طور مثال، برون هراسی، که در زیر در مورد آن صحبت خواهیم کرد و بیشتر هراس و ترس از ترک خانه است افراد بسیاری را مبتلا کرده و باعث می شود که فرد نسبت به کثیفی و آلودگی حساس شود و وسواس داشته باشد. برون هراسی برون هراسی یکی از جدی ترین اختلالات فکری می باشد. معنی لغوی آن ترس از محیط های باز است، اما صحیح تر است که بگوییم ترسی شدید از داشتن یک حمله وحشت در هر موقعیتی می باشد. 2-  برون هراسی چیست؟ برون هراسی  ترسی معمولی مثل ترس از سوسک نیست. افراد کمی می توانند عمق وحشتی را که بیماران مبتلا به آن احساس می کنند را درک کنند. با وجود اینکه از نظر لغوی به معنای ترس از محیط های باز و بیرون است، اما همیشه اینطور نیست. این افراد بیشتر از داشتن احساسات وحشت آور ترس دارند و اصلاً ربطی به مکان آن ندارد. این ترس ها ممکن است در مسجد یا سوپر مارکت های شلوغ هم اتفاق بیفتد، در حالی که اینها محیط هایی کاملاً بسته هستند. برون هراسی مشکلی کاملاً جدی است که فرد دچار رفتارهایی بی اختیار و ناآگاهانه است. وقتی این بیماری پیشرفت می کند، فرد از همه محیط هایی که تصور می کند در آنها این حملات وحشت برایش اتفاق می افتد فرار می کند. ممکن است هر چیزی، رانندگی، مسافرت، خرید کردن، در صف ایستادن، تنها ماندن و شرکت در اجتماعات اجتناب کند. اگر یکبار در یک مکان دچار این احساس شدند، ممکن است دیگر هرگز تحت هیچ شرایطی به آن مکان برنگردند. تحقیقات نشان می دهند که این افراد حتی به درستی نمی دانند چه بر سر آنها می آید و این احساس ترس چیست.    3- حملات وحشت بعضی خصوصیات ترس های افراد مبتلا به این اختلال فکری را می توانیم در خود نیز پیدا کنیم. ممکن است بین یک جمعیت زیاد از افراد، ایستادن در یک صف دراز یا مسافرت در یک اتوبوس یا قطار شلوغ و پر ازدهام احساس ناراحتی کنیم. اما ما می توانیم آن را کنترل کنیم. برای افرادی که مبتلا به برون هراسی هستند، این ناراحتی به شکل ترس در می آید و این ترس از بین برنده است. در بعضی از این بیماران حتی پیش بینی این ترس ها می تواند فرد را کاملاً دچار استرس و اضطراب کند. این بیماری خیلی سریع پیشرفت می کند و بسیار جدی تر می شود. می تواند از ترسی بسیار معمولی شروع شود و به وحشت شدید منجر شود. وحشت یا حملات اضطراب تجربه ای ترساننده است. ممکن است به خاطر از دست دادن کنترل یا در جمع دچار وحشت شدن بترسید. ممکن است هراس داشته باشید که نتوانید از آن مکان هایی که باعث ترس شما می شوند به مکان امن خود که در اکثر افراد خانه است فرار کنید. یا اینکه خود را در موقعیتی بیابید که کسی برای کمک در دسترس شما نباشد. برای بعضی افراد، این ترس بسیار عمیق است، تا جایی که احساس مرگ به انها دست می دهد. رفتاری نرمال با وجود وحشت عمیقی که این بیماران تجربه می کنند، بسیاری از آنها ممکن است چیزی در این مورد به کسی نگویند. اکثراً تلاش می کنند تا رفتارهایشان نرمال جلوه کند. در موارد جدی تر، این افراد کاملاً خانه نشین می شوند. برون هراسی بیماری بسیار پیچیده است چون در مدل ها و شدت های مختلف وجود دارد. ممکن است این افراد فقط از ترسی بخصوص رنج ببرند، که کناره گیری آنها فقط از یک موقعیت ویژه مثلاً اسانسور باشد. نوع دیگر ان ترس اجتماعی است که در این حالت این کناره گیری فقط از محیط های شلوغ و اجتماعات است. 4-  مراحل درمان دکتر دوریان می گوید بسیاری از افراد مبتلا به برون هراسی به دنبال درمان نمی روند تا زمانی که بیماری کاملاً پیشرفت کرده و خیلی جدی شده است. او می گوید این افراد آنقدر صبر می کنند تا زمانی می رسد که همه دوستان خود را از دست داده اند، در کار خود دچار مشکل شده اند و نزدیکانشان تغییرات را در آنها مشاهده می کنند. اولین قدم برای درمان این است که این مسئله را با پزشک خانوادگیتان در میان بگذارید. چون ممکن است مبتلا به بیماری مثل دیابت، تیروئید یا بیماری های قلبی باشد و این بیماری در این مسئله تاثیر داشته باشد. درمان های این بیماری شامل درمان های دارویی و انواع خاصی از رفتار درمانی است که به بیماران می گوید در موقعیت های مختلف چگونه عمل کنند. زمان درمان برای افراد مختلف متفاوت است. اما برای افرادی که مبتلا به برون هراسی شدید هستند، زمان بسیار بسیار طولانی مورد نیاز است تا کاملاً معالجه شوند.   با مزاحمین در تاکسی چگونه بر خورد کنیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هدف از این نوشته پیدا کردن راه حل هایی برایخانومهاست که به هر دلیلی مجبورند تاکسی سوار بشند و در مورد مزاحمتهاییکه پیش میاد نمی دونند چیکار باید بکنند بخصوص اونهایی که سنشون کمتره. همچنیناطلاع رسانی به برخی از آقایون که احیانا متوجه نمی شند بغل دستشون توتاکسی چی میگذره و اینکه این آزار هر روز امکان داره برای کسی که دوستشدارند اتفاق بیفته بدون اینکه اونها بفهمند و بدون اینکه اون بتونه کاریبکنه. واقعیت اینه که تعداد افرادی که در تاکسی موجب آزار ج*ن*س*یخانومها میشند خیلی بیشتر از اونیه که شما تصور می کنید ولی از این مشکلاطلاعی ندارید چون تربیت و فرهنگ ما از خانومها میخواد که در این بارهحرفی نزنند.شاید بعضی قسمتهای این نوشته برای بعضی آقایون تعجب انگیز وعجیب باشه و حتی ممکنه بنظر خیلی افراطی بیاد ولی متاسفانه عین واقعیته. بعضی از این موارد ممکنه در جاهای دیگه مثل مترو یا صف های مختلط خیلی بهم فشرده هم کاربرد داشته باشه. مزاحمت در تاکسی یعنی چی؟ دراینجا منظور از فرد مزاحم در تاکسی کسی یه که از فضای تنگ و بیش از حدصمیمی تاکسی استفاده میکنه تا از خانمی که کنارش نشسته از طریق تماسفیزیکی استفاده ج*ن*س*ی ببره. فرد مزاحم معمولا کیفش رو بصورت عمودیبین پاهاش قرار میده و یا اینکه کیفش رو میذاره روی پاش و مثلا به بهانهروزنامه خوندن روزنامه شو پهن میکنه( در هر دوی این حالت ها دید اطرافیانمحدود میشه).بعد اقدام به ایجاد تماس فیزیکی ناخواسته با خانمی که کنارشنشسته می کنه ( واضحتر بگم؟! یعنی مثلا دست میکشه رو پای طرف یا بازو وآرنجشو فشار میده تو سینه خانمه . یکی تعریف می کرد که مرده با یه دست پایخانومه رو می مالیده با یه دست خودشو! که البته با توجه به اون کیفه هیچکدوم دیده نمیشه) بعضیا هم به بهانه در اوردن پول از جیب شلوارشون اینکاروانجام میدند. خانم ها چکار کنند: قبل از مزاحمت: اگرتنها هستید و در مسیری رفت و آمد می کنید که احتمال اینجور مزاحمتهابیشتره حتی الامکان عقب ننشینید و صبر کنید تا یه تاکسی بیاد که صندلیجلوش خالی باشه. مطمئنا آرامش و امنیت شما بیشتر از چند دقیقه دیررسیدنارزش داره. تا وقتی که خودتون به خودتون اهمیت ندید هیچکس دیگه ای هم برایشما اهمیت قائل نمیشه. اگر تاکسی خطی سوار می شید و آقایی رویصندلی جلو نشسته به راننده بگید که ازش بخواد بره عقب بشینه اگه قبول کردمودبانه معذرت خواهی و تشکر کنید اگر قبول نکرد برید سوار ماشین بعدی بشید. خیلیوقتها انقدر ها هم مهم نیست که دیرتون میشه چون اول از همه خودتون بایدیاد بگیرید که آرامش و امنیت جسم و روان شما حق شماست و از هر چیز دیگه ایمهمتره. اگر در مسیری که احتمال اینجور مزاحمتها توش زیاده رفت وآمد می کنید ومجبورید عقب بنشینید می تونید ازراننده بخواید که دو نفرحساب کنه اینجوری به اندازه یه نفر فضای خالی کنارتون میمونه. اگرمجبورید عقب بنشینید و دو مسافر دیگه مرد هستند هیچوقت وسط ننشینید .بلکهپیاده بشید تا اون دو تا آقا کنار هم بنشیند بعد دوباره سوار شید. فکرنکنید که افراد مزاحم حتما شلوار پیله دار و پیرهن بنفش می پوشند. اصولااین فکر که به این آقاهه اینکارا نمی یاد یا اینکه این خیلی پیره یا خیلیبچه ست و کاری نداره و اینجور چیزا بالکل غلطه. متاسفانه این جور مزاحمیندر تمام سنین و تیپ ها دیده می شند و جالب اینکه بالای 90% شون ظاهر موجهو نسبتا قابل قبولی دارند و تا آدم خودش نبینه باور نمی کنه اینکارهباشند.( مواردی با کیف سامسونت و کت و شلوار هم دیده شده) اگر بههر دلیلی عقب نشستید کیفتونو روی پاتون نذارید چون باعث میشه که دید مسافرسوم محددود بشه و فرد مزاحم با خیال راحت تر به کارش برسه. می تونیدکیفتونو ( اگه جا میشه) بین خودتون و فرد مزاحم قرار بدید یا اینکهبذاریدش در فاصله بین پاهاتون و صندلی جلو. از قبل چندبار موقعیتهای مختلف رو توی ذهنتون تصور کنید و عکس العمل مناسبی رو انتخاب و تویذهنتون تمرین کنید تا آمادگی داشته باشید و در مواقعی که لازم میشه هولنشید. اعتماد به نفستون رو افزایش بدید و محکم باشید. درسته که دراین اجتماع چیز زیادی از حقوق انسانی نداریم ولی شما هم حق دارید از همونچیزی که موجود هست به اندازه دیگران استفاده کنید. همه اون چیزایی که تحتعنوان دختر خوب و سر به زیر و دختر آروم و معصوم فرو کردند توی مغزتونبریزید دور. (هرچند که ممکنه منافاتی هم نداشته باشه) در درجه اول شما یکانسان هستید و هیچ انسان دیگه ای این حق رو نداره که شما رو آزار بده .شما هم این حق رو بهش ندید. در هنگام اتفاق افتادن مزاحمت: اگراحساس کردید که بدن فرد کناری به شما برخورد میکنه زمان رو به شک و نردیدنگذرونید و بیخودی خودتون به در و پنجره نچسبونید و بیرونو نگاه نکنید.خیلی واضح و صریح نگاه کنید که این کیف طرفه یا مثلا دستشه. طوریکه خوداون فرد هم متوجه عکس العمل شما بشه. نترسید و عکس العمل های عصبی نشون ندید. ضعف نشون دادن شما باعث میشه که طرف خودش رو قوی تر احساس کنه. درصورت مزاحمت ترجیحا فحش و فحش کاری نکنید جیغ جیغ هم نکنید چون در اینصورتانگشت اتهام به سمت خود شما برمیگرده هیچ کس هم به کمکتون نمیاد. همه میدونیم در فرهنگ ما راجع به خانمهایی که فحش میدند یا صداشون از یه حدیبالاتر میره چی فکر می کنند حتی اگه از حق خودشون دفاع کرده باشند. کاررو به درگیری فیزیکی نکشونید مگه اینکه کاملا آمادگی روانی و جسمانی لازمرو داشته باشید. این که خانومه یه کشیده میزنه تو گوش آقاهه و آقاهه تحتتاثیر قرار میگیره و راهشو میکشه و میره فقط تو فیلم هاست. اینجا اگهبزنید دو برابرشو (حداقل!) می خورید.احتمال اینکه طرف چاقو و اینا داشتهباشه هم که دیگه احتیاجی به گفتن نداره. روی هیچ کس دیگری حسابنکنید. تجربه نشون داده که بالای 90% نه سایر مسافرین و نه راننده و نهحتی پلیس به شما کمک نخواهد کرد و درخواست کمک شما بی نتیجه میمونه.خودتون باید از پس قضیه بر بیاید. می تونید یکی از راه حل های زیر رو انتخاب کنید: بی سروصدا پیاده بشید. از راننده بخواید نگه داره ، با صدای بلند که سایرین هم بشنوند اعلام کنید که چون اون فرد مزاحم شما شده پیاده می شید و پیاده بشید باصدای بلند و طوریکه سایرین حاضر در تاکسی هم بشنوند از فرد مزاحم بخوایدکه درست بشینه. حتی الامکان از جملات مودبانه استفاده کنید .تو چشم طرف زلبزنید و سعی کنید محکم باشید و جمله ای که میگید صریحا نشون دهنده اینباشه که این فرد مزاحم شما شده تا بقیه هم متوجه بشند مثلا بگید : آقایمحترم لطفا دستتونو از روی پای من بردارین. از راننده بخواید نگهداره، کرایه فرد مزاحم رو بپردازید ( اگه اینکارو نکنید امکان داره کهراننده بخاطر کرایه ش از اون فرد طرفداری کنه همچنین می تونید مثلا دو- سهبرابرشو بپردازید اونوقت راننده تاکسی دیگه حتما با شما همکاری میکنهردخور نداره!) و با صدای بلند طوریکه سایرین هم بشنوند به مزاحم بگید کهچون مزاحم شما شده باید پیاده بشه. یادتون باشه که باید محکم باشید و جملهتون صریحا نشون دهنده این باشه که این فرد مزاحم شما شده و حتی الامکانچگونگی مزاحمت رو هم روشن کنه تا بقیه هم متوجه بشند . دو حالت داره یاطرف پیاده میشه که در اینصورت حله یا پیاده نمیشه که در این صورت شماپیاده بشید . فرقش با حالت اول اینه که اونجا فرد مزاحم به راحتی به مقصدشمیرسه ولی در اینجا کاملا قهوه ای شده به مقصد میرسه! یکی ازدوستان می گفت که توی کیفش یک سوزن خیلی بلند و تیز داره از اونا که بهشمیگن سوزن جوالدوزی یا سوزن طویله. وقتی کسی توی تاکسی مزاحمش میشه سوزنرو در میاره و به طرف نشون میده. اگه بس کرد که فبها اگه نکرد سوزن رومیزنه به دستش! برای اونهایی که خیلی پایه هستن : اونور آب یهسایتی راه انداختن که خانوما با موبایلشون از کسی که مزاحمشون شده عکسمیگیرند و اونجا منتشر می کنند که البته با توجه به شرایط اینجا من بهیچوجه اینکارو توصیه نمی کنم. شما ممکنه هرکدوم از این راه حل ها روبنا بر موقعیت و شرایط انتخاب کنید اما مهم ترین چیز اینه که ساکت نمونیدو عکس العمل نشون بدید. ساکت موندن شما یعنی عذاب کشیدن شما و لذت بردنفرد مزاحم.از طرفی عکس العمل خیلی افراطی و نسنجیده هم ممکنه شما رو بهدردسر بندازه. ولی مطمئن باشید نشون دادن عکس العمل مناسب زشت و قبیح نیستوهیچ کاری نکردن شما نه به نجابتتون اضافه میکنه و نه ارزشتون رو در نظردیگران میبره بالا. بلکه فقط به فرد مزاحم این پیام رو میده که : "منهیچکاری نمی تونم بکنم تو راحت باش" آقایون چکار کنند: عکس العمل نشون بدید!فقط همین. قطعامنظورم این نیست که با طرف دعوا کنید و کتک کاری راه بندازید.مسئله اینهکه این آدمها از روی تجربه یاد گرفتن که هر کاری بخوان می تونند بکنن بدوناینکه کسی بهشون اعتراض کنه و اون خانوم هم می دونه که هیچ کاری نمی تونه بکنه چون زورش به طرف نمی رسه. گاهی حتی یک نگاه سرزنش آمیز و چشم غره ازطرف شما کافیه تا فرد مزاحم یه کم هم که شده احساس نا امنی کنه و ادامهنده. این حرفها که خانومه ..... ست و خودش مرض داره و از قیافه شمعلومه خودش دلش میخواد و از این حرفا رو هم بذارید کنار لطفا. مسلما کسیکه دلش بخواد راه های بهتری برای رسیدن به خواسته ش داره تا تاکسی سوارشدن. ضمن اینکه اینجا اصلا بحث این حرفا نیست. بحث اینه که یک نفر آدم درچند سانتی متری شما داره مورد آزار ج*ن*س*ی قرار میگیره و شما بی تفاوتید.همونطور که عزیز شما توی همین تاکسی ها مورد آزار قرار میگیره و دیگران بیتفاوتند. لازم نیست دعوا کنید و کار به کلانتری بکشه.حتی یک عکس العملمختصر شما باعث خواهد شد که فضای امنیتی فرد مزاحم بهم بخوره و ادامه نده.ر تاکسی چگونه برخورد کنیم ؟؟؟؟؟؟   نظر قائم مقام وزیر آموزش وپرورش دختران فراری ۱۳ ساله !! روزنامه جام جم در (یکشنبه 13/12/85 ) خبری را به نقل از قائم مقام وزیر آموزش پرورش چاپ کرده بود که بسیار تکان دهنده بود.متن خبر را در زیر بخوانید.  آمار ها حاکی از آن است که 63 درصد دختران و پسران فراری در سنین 13 تا 18 سال هستند. که این امر زنگ خطری برای مردم و خانواده ها بخصوص متولیان امور پرورشی و فرهنگی جامعه است.  خبر بالا برای شما آنقدر واضح و روشن است که من دیگر در باره آن و اینکه یک دختر فراری 13 ساله با چه خطراتی مواجه میشود و چه خطراتی را برای دیگران به وجود می آورد دیگر صحبت نمیکنم. فقط همین را بگویم که با این وضع و با توجه به آمار رو به رشد دختران و پسران فراری در آینده ای نزدیک دیگر نه برای دختری نجابت معنا دارد و نه برای پسری غیرت. خدایا تو خود ما را به راه راست هدایت فرما و ما را ازهوس ها و شهوات نفسانی در امان دار. و جامعه ما را پاک صالح گردان. الهی آمین نتایج نظر سنجی مهمترین آسیب اجتماعی به نظر شما مهمترین آسیب اجتماعی جامعه ما درحال حاضر چیست ۱- اعتیاد ۳۰درصد ۲- فقرد ۲۰درصد ۳- بیکاری ۲۰درصد ۴- مهاجرت  ۲۰درصد ۵- خودکشی ۳درصد ۶- انحرافات جنسی ۳درصد ۷-سرقت و دزدی 2درصد بی خانمانی 2درصد-8                 .          
[ سه شنبه سی ام آبان ۱۳۹۱ ] [ 23:16 ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

6312
برچسب‌ها وب
لینک های مفید
امکانات وب